تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




GaPs.ir - Geology and Petroleum Science - زمین شناسی ایران - فصل دهم - دریاچه‎ها و دریاهای ایران s

GaPs.ir - Geology and Petroleum Science - زمین شناسی ایران - فصل دهم - دریاچه‎ها و دریاهای ایران

نظرسنجی
Poll

به نظر شما مدیریت این وب سایت کدام بخش را تقویت نماید؟





کدهای اختصاصی
Code

image-in-blog

(سیویلیکا)

قرآن و زمین شناسی

سوگند به جوِ برگشت دهنده و به زمينِ شقه شقه، که اين قرآن گفتار جدا جدا است نه اينکه چيز بيهـوده ای باشد

جـو، مـوارد مـضـر را از آمـدن بـه زمـيـن مـنع می کـند و آنها را به فضا برگشت می دهد، و موارد مفـيدی که از زمين بالامی روند را به زمين برگشت می دهد يا در جو نگه می دارند. (در واقع این آیه شریفه اشاره دارد به وجود جو زمین و لایه های مختلف آن از خارج به داخل و یا برعکس که به مانند سپری توانا مانع ورود اجرام و خطرات کیهانی به داخل آن و در واقع تخریب زمین می شوند و از طرفی این لایه های اتمسفر مانع از خروج بخار آب و اکسیژن از زمین شده و حیات را اینگونه تضمین می کنند).

سطح زمين در واقع شقه شقه است. سطح زمین در مجموع از 10 تا شقه های کوچک و بزرگ تشکيل شده است. محل تـماس لايه ها عـمـدتـاً در سـطح اقـيـانـوس هـا و برخی از دريـاهـا است و هـزاران کـيلومتر طول دارند. از شکاف ميان آنها مـواد مـذاب بيرون می ريزد که از ضروريات زنده نگه داشتن زمين و مـنـاسب نـمـودن و مـناسب نگـهـداشتن آن بـرای زنـدگـی است. طوريکه اگر نمی بـودند زمين از همان آغاز سرد شدن قـشر خود منفجر می شد، و يا اصلاً حياتی روی آن پا نمی گرفت.

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 29023
» بازديد ديروز : 2559
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 31598
» بازديد سال : 29022
» بازديد کل : 156398
» اعضا : 52
» مطالب : 236

زمین شناسی ایران - فصل دهم - دریاچه‎ها و دریاهای ایران


تاریخ انتشار پست : 22 تیر, 1392 بازدید : 168



فصل دهم - دریاچه‎ها و دریاهای ایران

مقدمه

ایران بخشی از سرزمین‎های نیمه‎خشك و خشك آسیا با بارش سالانه به نسبت كم است. به همین‎رو، آب‎های داخلی (دریاچه‎ها) آن كم، و اغلب در فروافتادگی‎های زمین‎ساختی جوان، قرار دارند. با وجود این، پاره‎ای از دریاچه‎های ایران، مانند دریاچه‎های تار و گَهَر در بلندی‎ها قرار دارند.دریاها و دریاچه‎های ایران، به جز مطالعات پراكنده، چندان مورد توجه نبوده‎اند. به همین دلیل، اطلاعات زمین‎شناسی چندانی از آنها در دسترس نیست، در حالی كه سازوكار تشكیل و تأثیر آنها بر زمین‎شناسی و اقتصاد ایران درخور توجه است و باید مورد توجه ویژه قرار گیرند، به گونه‎ای كه «زمین‎شناسی دریایی» یكی از شاخه‎های فعال علوم زمین ایران باشد.دریاچه‎های دائمی ایران بیشتر به مناطق پر باران شمال – باختری و جنوب باختری ایران محدود است در مناطق خشك و صحرایی، دریاچه‎ها از نوع فصلی و پایانه‎ای بوده و آب شور دارند. در این فصل ابتدا دریاچه‎های عمده (بر حسب حروف الفبا) شرح داده می‎شوند و بعد به بحث دریاها می‎رسیم.




فصل دهم - دریاچه‎ها و دریاهای ایران

 

 


 

دریاچه‎های ایران

دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه كه در گذشته «چی‎چست» و «كبودان» نام داشته بزرگ‎ترین و شورترین دریاچه دائمی ایران و یكی از دریاچه‎های فوق اشباع از نمك دنیا است كه از این نظر با دریاچه بزرگ نمك Great Salt Lake آمریكا شباهت دارد.

درازای آن 140 و پهنای آن میان 15 تا 50 كیلومتر و مساحت آن بین 5000 تا 6000 كیلومترمربع (بر حسب میزان بارش و تبخیر) است. به باور فورون (1941)، در پلیو – پلیستوسن، دریاچه ارومیه تا تبریز و مراغه گسترش داشته است. این دریاچه در یك فرونشست كم ژرفای وسیع با میانگین ژرفای 6 متر قرار گرفته است. ولی ژرف‎ترین نقطه آن با 13 متر عمق در گوشه شمال باختری جای دارد. سطح آن نسبت به سطح آب دریاهای آزاد، 1300 متر بالاتر قرار دارد. در این دریاچه بیش از 102 جزیره وجود دارد كه شكل و اندازه آنها با میزان بارش سالانه تناسب دارد.

 در بین این جزایركوچك و بزرگ، شبه جزیره اسلامی (شاهی) بزرگ‎ترین آنها است كه در سال‎های پر بارش به صورت جزیره درمی‎آید. بر خلاف جزیره اسلامی كه از سنگ‎های آتشفشانی پلیوسن است، دیگر جزایر، نهشته‎های فلیش گونه كرتاسه زیرین و یا سنگ آهك‎های ریفی زمان میوسن‎ (سازند قم) هستند. سطح حوضه آبریز دریاچه حدود 50000 كیلومترمربع است. زرینه‎رود، سیمینه‎رود، زولای‎چای و آجی‎چای از رودهای عمده وارده به دریاچه هستند. از میان رودهای گفته شده،‌ آجی‎چای از رسوب‎های نمكی نئوژن خاور تبریز عبور می‎كند و در حمل مقدار قابل ملاحظه‎ای نمك به دریاچه نقش دارد.اگرچه در گزارش‎های قدیمی (گونتر، 1899 و بوبك، 1934)، دریاچه ارومیه را باقیمانده دریای مدیترانه دانسته‎اند ولی از نگاه زمین‎شناسی، این حوضه حاصل عملكرد سامانه‎های گسل‎های فشاری مانند گسل تبریز و زرینه‎رود است كه در سیستم آبگیری آن نقش اساسی داشته‎اند. از نگاه زمین‎ساختی صفحه‎ای، به باور مكنزی (1972 و 1976) دریاچه ارومیه، در قسمتی از پهنه خرد شده بین صفحه‎های عربستان و ایران و ریزصفحه‎های ایران و تركیه قرار گرفته و می‎توان آن را نوعی دریاچه زمین‎ساختی دانست كه كوه‎های بلندی آن را در بر گرفته است.حدود 35 تا 40 متر نهشته‎های نرم دریاچه‎ای بر روی پی‎سنگ سخت شده كرتاسه زیرین و یا سنگ‎آهك‎های مارنی میوسن (سازند قم) قرار گرفته كه با ویژگی‎های كنونی، سن دریاچه را 30 تا 40 هزار سال تعیین می‎كند. ولی بر اساس پادگانه‎های دریاچه‎ای پیرامون آن، سن دریاچه را 400 تا 500 هزار سال برآورد می‎كنند.نمونه‎های گرفته شده از رسوبات نرم بستر، نشانگر ردیفی از رسوبات هولوسن است كه قسمت‎های زیرین آن بازگوی محیط‎های دیرینهPaleoenviroment از نوع كویری Playa و یا كفهگلی Mud flat است. بررسی دانه‎های گرده موجود در رسوبات دریاچه نشان می‎دهد كه در طول عمر دریاچه، شرایط خشك اقلیمی نیز وجود داشته است. بیشتر نهشته‎های دریاچه از نوع شیمیایی است. وجود بعضی لایه‎های نازك تخریبی (كوارتز، كلسیت، پلاژیوكلاز، كائولینیت) نشانگر تغییر موقتی آب و هوا و شوری دریاچه است.

از رسوب‎های شیمیایی دریاچه، آراگونیت بیشترین مقدار را دارد كه به صورت تیغه‎های نازك و منظم و یا نامنظم است. ژیپس به صورت لایه‎های مستقل و بلورهای درشت در گل و لای رشد كرده و تشكیل آن در زمانی بوده كه سطح آب به حداقل رسیده است. كلسیت‎های موجود آواری ‎است و همراه آب رودها به دریاچه رسیده‎اند و تغییر مقدار آن نسبت به كوارتز، نمایانگر تغییرات آب و هوایی است. گاهی در رسوبات دریاچه‎ای گل و لای دولومیتی هم وجود دارد كه ممكن است به شیوه جانشینی تشكیل شده باشند. نمك طعام و فلدسپار‎های پتاسیم‎دار كانی فرعی هستند. اگرچه در نهشته‎های كف ائولیت دیده نشده، ولی در كرانه باختری دریاچه، ائولیت در حال تشكیل است. در این نهشته‎ها، اثری از خاكسترهای آتشفشانی دیده نشده است. در ضمن نمك مجزا هم دیده نشده كه نشان می‎دهد دریاچه هیچ‎گاه به طور كامل خشك نشده است.

آب دریاچه ارومیه با pH از 2/7 تا 6/7 از نوع كلریدسدیم، منیزیم و سولفات سدیم و در حالت زیرقلیایی است. تغییر شوری آب، رابطه عكس با ژرفای دریاچه دارد و با افزایش ژرفا، شوری كمتر می‎شود. میزان شوری آن در هنگام پرآبی 220 گرم در لیتر و در تابستان تا 280 گرم در لیتر افزایش می‎یابد. سطح آب در فصول مختلف تا یك متر در نوسان است و به همین دلیل در مواقع پر آبی بخش‎هایی از ساحل آن به زیر آب می‎رود. به رغم شوری زیاد، جلبك‎های سبز مانند Dundella ، سخت‎پوستان Artemia salina و باكتری‎ها از موجودات زنده دریاچه‎ هستند. این جانداران در دوام دریاچه نقش مؤثر دارند و از نابودی آن جلوگیری می‎كنند.مطالعات اكتشافی انجام شده برای استحصال نمك از دریاچه ارومیه نشان داده است كه مجموع ته‎نشست جامد دریاچه به بیش از 5 میلیارد تن می‎رسد. در این میان، پتاسیم بر حسب O2K حدود 27 میلیون تن و بر حسب سولفات پتاسیم حدود 60 میلیون تن، منیزیا 244 میلیون تن، برومید حدود 28 تن و لیتیم حدود 250 تن برآورد شده است (سازمان صنایع و معادن آذربایجان غربی، 1380) بنابراین، پس از مطالعات فرآوری، استحصال نمك‎های دریاچه ارومیه با احداث حوضچه‎های تبخیر خورشیدی و كارخانه فرآوری امكان‎پذیر است.

 

دریاچه بختگان – طَشك

دریاچه‎های بختگان و طشك دو فرونشست میان‎كوهی هستند كه ارتفاع آنها از سطح دریای آزاد حدود 1558 متر است. دریاچه بختگان كه در باختر نیریز قرار داردو به صورت یك فروافتادگی كشیده به طول تقریبی 70 تا 100 كیلومتر است كه روند شمال باختر – جنوب خاور دارد و سطح زیر پوشش آن حدود 2000 كیلومترمربع است. سواحل این دریاچه با رسوبات سفیدرنگ تبخیری پوشیده شده‎اند ولی در سواحل نزدیك به سنگ‎های افیولیتی، رنگ تیره‎تر است.

 دریاچه طَشك با وسعت تقریبی 800 كیلومترمربع در شمال باختری دریاچه بختگان و 160 كیلومتری خاور شیراز قرار دارد. تنها راه ارتباطی این دو دریاچه، از طریق دلتای رودكُر است كه بخشی از آن به دریاچه بختگان و بخش دیگر به دریاچه طشك می‎ریزد. تعدادی جزیره و شبه جزیره كوچك و بزرگ از جنس رادیولاریت، سنگ‎های پلاژیك و آهك‎های سروك در این دو دریاچه وجود دارند كه مهم‎ترین آنها جزایر نرگس و گنبان (در دریاچه طشك) و جزیره مناك در دریاچه بختگان است كه مساحت آنها، تابع شرایط بارندگی سالانه است. بلندترین نقطه جزیره گنبان 1734 متر از سطح دریا است كه از سطح دریاچه حدود 185 متر بلندتر است. دریاچه طشك ژرفایی كمتر از بختگان دارد و در فصول خشك، ارتباط آن با بختگان قطع می‎شود.

تأمین كننده اصلی آب این دو دریاچه، «رودكُر» است كه از كوه‎های برآفتاب و موسی‎خانی، در 50 كیلومتری جنوب باختری ده‎بید سرچشمه می‎گیرد و در شمال باختری مرودشت، پس از یكی شدن با رود شادكان (شادكام)، و عبور از دشت مرودشت به دریاچه‎ها می‎ریزد. از طریق چشمه سارها كه از سنگ‎آهك‎ها و دولومیت‎های پیرامون دریاچه سرچشمه می‎گیرند نیز مقدار قابل توجهی آب وارد دریاچه‎ها می‎شود.تركیب شیمیایی آب دو دریاچه از نوع كلریدسدیم، كلریدمنیزیم، سولفات سدیم (4SO 2Na 2MgCl، (NaCl می‎باشد.

از نظر زمین‎ساختی و خاستگاه باید گفت كه این دو دریاچه نواحی گود فرونشست نیریز – مرودشت هستند كه در تشكیل آنها، گروهی از گسل‎های راندگی، با روند شمال باختری – جنوب خاوری نقش دارند و بر اساس دانسته‎های موجود، پاره‎ای از آنها، مانند راندگی بختگان، در دوره كواترنر فعال بوده‎اند. ژرفای بسیار كم دریاچه‎ها و نبود پادگانه‎های دریاچه‎ای كهن، درك زمان تشكیل دریاچه را ناممكن ساخته، ولی كرینسلی (1970) به زمان پلیستوسن پسین (همزمان با دوره یخچالی وُرم) باور دارد. چنین زمانی با جنبش‎های كوهزایی چرخه پایانی آلپ كه با فراخاست همراه بوده همخوانی دارد.بررسی‎های اكتشافی انجام شده برای استحصال پتاسیم و منیزیم، رضایت‎بخش نبوده است (وزارت صنایع و معادن، 1381).

 

دریاچه‎های تار و هَویر

دریاچه‎های زمین‎ساختی تار و هویر در 30 كیلومتری خاور شهرستان دماوند، از جمله دریاچه‎های آب شیرین كوهستانی هستند كه در ارتفاع بیش از 2900 متر از سطح دریا قرار دارند و راه ارتباطی آنها، جاده ماشین روی دماوند – دریاچه تار است. این دو دریاچه در فاصله حدود 500 متری از یكدیگر قرار دارند. بیشترین درازای دریاچه تار 3/1 كیلومتر و میانگین پهنای آن 400 متر و درازی دریاچه هویر حدود 900 متر و میانگین پهنای آن 150 متر است.

 دو دریاچه بر روی هم نزدیك به 7/0 كیلومترمربع وسعت دارند. سرشاخه آب‎هایی كه به این دریاچه‎ها می‎ریزند، چشمه‎ساران كوه‎های قره‎داغ، سیاه‎چال و شاه‎نشین در شمال و آبراهه‎های فصلی از جنوب است كه قسمتی ازآب آنها وارد دریاچه‎ها می‎شود و قسمتی دیگر، آب رود‎های تار و هویر را تأمین می‎كنند.در باره چگونگی تشكیل این دو دریاچه، زمین‎شناسان (اشتال، 1897، آلنباخ، 1972، شهرابی، 1373) دیدگاه واحدی دارند. شواهد زمین‎شناسی پیرامون دو دریاچه سبب شده تا آنها بر این باور باشند كه در شكل‎گیری دو دریاچه، عملكرد توأم راندگی مُشا – فشم (آبیك، فیروزكوه، شاهرود) و كوه لغز پهلوی جنوبی دریاچه (زرین‎كوه) نقش اساسی داشته‎اند. بدین‎سان كه حركات جوان این راندگی در زمان كواترنر، سبب رانش به نسبت بزرگی از زرین‎كوه (رشته كوه‎های جنوب دریاچه) شده و با ایجاد پشته‎ای به بلندای بیش از 50 متر، سدی طبیعی در برابر روان آب‎های سطحی ایجاد و شرایط لازم برای انباشت آب فراهم آمده است. تیپ شیمیایی آب دریاچه تار، بر اساس مطالعات (لوفلروین، 1950) از نوع كلسیم، منیزیم، كربنات )3 –MgCO 3 (CaCOاست.

 

دریاچه پریشان (فامور)

دریاچه پریشان یا فامور، در 15 كیلومتری جنوب خاوری شهرستان كازرون قرار داد و نام دریاچه از كوه فامور، در شمال خاوری آن گرفته شده است. آب دریاچه شیرین است و بخش بیشتر آن، از آبراهه‎هایی است كه از كوه فامور سرچشمه می‎گیرند و بخشی نیز از منابع زیرزمینی تأمین می‎شود. ژرفای كم دریاچه سبب می‎شود كه در فصول خشك بخشی از آن زیر پوشش نهشته‎های تبخیری قرار گیرد. دریاچه پریشان با حدود 43 كیلومترمربع وسعت، در فرونشست كم ژرفایی تشكیل شده كه از سطح دریا حدود 820 متر بلندتر است و در پیرامون آن رخنمون‎های مرتفع از واحدهای سنگ‎چینه‎ای زاگرس دیده می‎شود كه به سن كرتاسه پسین تا كواترنر است. از دیدگاه ساختاری و زمین‎شناسی، دریاچه فامور در پهنه زاگرس چین خورده قرار گرفته. شهرابی (1373) بر این باور است كه حركت‎های جوان گسل فعال كازرون و گسل‎های وابسته كه در فاصله كمی از دریاچه قرار دارند، در شكل‎گیری فرونشست كازرون و لغزش سازند نامقاوم گچساران نقش داشته‎اند. نامبرده وجود چندین زمین‎لغز از سازند گچساران را تأییدی بر نظر خود می‎داند.

 

دریاچه جازموریان (جزموریان)

هامون جازموریان، یك فرونشست زمین‎ساختی جوان در 150 كیلومتری باختر ایرانشهر است كه و بلندی آن از سطح دریای آزاد 350 متر می‎باشد. وسعت این هامون در فصول پرباران، 3300 كیلومترمربع است و به دلیل شرایط اقلیمی ویژه، در بیشتر مواقع سال، بخش اعظم آن به كفه نمكی وكفه‎های رسی تبدیل می‎شود. رودها و آبراهه‎های متعدد دائمی و موقت، به این هامون می‎ریزند كه از میان آنها، رود بَمپور و هلیل‎رود اهمیت بیشتری دارند. در باره شوری رودهای وارده و درصد نمك آب دریاچه گزارش‎های موجود هماهنگی دارد. در گزارش‎ اوبرلندر (1988)، آب هامون قابل شُرب دانسته شده ولی فیشر (1968) آب هامون را شور می‎داند. بنابر دانسته‎های موجود، شوری آب جازموریان تا حد فوق اشباع از نمك است. كرینسلی (1970) گستره هامون جازموریان را شامل سه بخش زیر دانسته است:

* دریاچه فصلی كه گستره آن در فصول خشك و مرطوب تغییرات زیادی دارد و در بیشتر جاها در اواخر تابستان و اوایل پاییز ناپدید می‎شود.

* پهنه مرطوب كه سطحی در حدود 22 درصد می‎پوشاند.

* پهنه باتلاقی كه 59 درصد از منطقه مرطوب را زیر پوشش دارد و مرز بالایی آن به پهنه‎های سیلتی-رسی است.

هامون جازموریان در مركز یك فرونشست زمین‎ساختی جوان است كه بین رشته كوه‎های جبال‎بارز (در شمال) و رشته كوه‎های بشاگرد (در جنوب) قرار دارد. در گذشته این فرونشست را لبه جنوبی بلوك لوت می‎دانستند، ولی در حال حاضر این باور وجود دارد كه جازموریان نوعی فرونشست پیش كمانی است كه در شكل‎گیری آن، فرورانش پوسته اقیانوسی عمان به زیر مكران و همچنین عملكرد گسل‎های همروند با فروافتادگی، به ویژه مجموعه گسلی بشاگرد، نقش داشته‎اند. اشتوكلین (1970) پدیده فروافتادگی را به رخدادهای نئوژن – كوارترنری نسبت داده، ولی كرینسلی (1970) زمان تشكیل آن را پلیستوسن می‎داند.

 

دریاچه حوض‎سلطان

دریاچه حوض‎سلطان یا دریاچه شاهی، فروافتادگی نامتقارنی با 330 كیلومترمربع وسعت، در 35 كیلومتری شمال قم و در شمال باختری دریاچه نمك است. این دریاچه شامل دو چاله جدا از هم یكی به نام «حوض‎سلطان» و دیگری به نام «حوض‎مره» است كه با آبراهه باریكی به هم وصل می‎شوند. حوضه باختری (حوض‎سلطان) دارای بلندی 806 متر از سطح دریا است كه به طور معمول از روان‎آب‎های سطحی تغذیه می‎شود. حوضه خاوری (حوض‎مره)، افزون بر روان‎آب‎ها، از رودهایی مانند رودشور و قره‎چای نیز بهره می‎گیرد.

مطالعات مستوفی (1350) نشان می‎دهد كه آب‎ ابتدا وارد حوض‎مره شده و پس از پر شدن آن، از مسیل دو حوض گذشته وارد حوض‎سلطان می‎شود و هنگامی كه آب در حوض‎سلطان چند متر بالاتر آمد، به طرف حوض‎مره بازمی‎گردد و سرریز این دو حوض، به دریاچه نمك تخلیه می‎شود. مشاهدات صحرایی كرینسلی (1970)، نشان می‎دهد كه از مركز دریاچه به خارج دو پهنه جداگانه قابل شناسایی است. یكی مركز دریاچه كه حدود 24 درصد از مساحت آن را زیر پوشش دارد و با پوسته نمكی پوشیده شده است. دوم، زون مرطوب كه 76 درصد بقیه را تشكیل می‎دهد كه به زون گیاهان ریشه‎ بلند به پهنای 20 متر می‎رسد. پوسته نمكی با 5 سانتیمتر ضخامت، شامل نوارهای هم‎مركز سفید و خاكستری است و در زیر آن سیلت‎های رسی و خاكستری رنگ مرطوب قرار دارد. این زون (پوسته نمكی) به طور فصلی با آب پوشیده می‎شود، ولی مناطق مركزی آن ممكن است در تمام سال، آب‎دار باشد. مطالعات انجام شده در زون مرطوب نشان داده كه میزان رس موجود در نمونه‎ها، 35 تا 45 درصد است كه 10 تا 90 درصد كانی‎ها، كائولینیت ‎است. در پشته‎های شن و ماسه‎ای زون گیاهان با ریشه بلند، چند خط داغ آب وجود دارد كه به سمت سراشیبی تا ارتفاع 826 متر ادامه دارد.

 اختلاف ارتفاع بین پست‎ترین و بلندترین خط داغ آب 20 متر است. پیشروی وسیع مخروط‎افكنه‎ها در پهنای زون مرطوب و روی پوسته نمكی نشانگر آن است كه روان‎آب سطحی بیش از گذشته است و تغییر آب و هوایی به سوی دوره مرطوب‎تر از گذشته، پیش می‎رود.مطالعات معتمد و همكاران (1356) نشان داده است كه رسوبات حوض‎سلطان بیشتر از نوع گچ و نمك، مارن و رس است. بررسی‎های لرزه‎نگاری و حفاری نیز نشان داده كه نمك تا عمق 46 متر وجود دارد. این نمك، به صورت 5 لایه جدا از هم با ضخامت كل تا 20 متر است كه با رس‎های قهوه‎ای تا خاكستری از یكدیگر جدا می‎شوند.

 

دریاچه زریوار (زره‎وار)

دریاچه زریوار در 8 كیلومتری باختر مریوان قرار دارد و از دریاچه‎های آب شیرین كوهستانی است كه در ارتفاع 818 متر از سطح دریا قرار دارد و حدود 200 متر پایین‎تر از شهر مریوان است. بیشترین درازای زریوار 5 كیلومتر و میانگین پهنای آن 7/1 كیلومتر است. این دریاچه با وسعت حدود 5/8 كیلومترمربع، در یك فرونشست محلی به نسبت باریك در پهنه سنندج – سیرجان تشكیل شده كه دو سوی خاوری و باختری آن، به گسل طولی شمال باختری – جنوب خاوری محدود است. احتمال می‎رود كه دو گسل یاد شده در تشكیل و تكوین این دریاچه نقش داشته باشند. وسعت حوضه آبریز این دریاچه، حدود 500 كیلومترمربع و بیشینه ژرفای آن حدود 50 متر است. رود چم‎زریوار همراه با آبراهه‎های دیگر و به ویژه چشمه‎های دریاچه‎ای تأمین كننده اصلی آب این دریاچه هستند. مهم آنكه رود مریوان از این دریاچه سرچشمه می‎گیرد. سن‎سنجی نمونه‎های این دریاچه به روش كربن 14 و مطالعات گرده‎شناسی، نشان داده كه این دریاچه بیش از 20000 سال پیش از میلاد مسیح (پلیستوسن) و در شرایط آب و هوای سرد تشكیل شده است (بوتما، 1977).

 

باتلاق گاوخونی (گاوخانی)

باتلاق گاوخانی (چاه بزرگ) كه به گاوخونی مشهور است در حدود 60 كیلومتری جنوب اصفهان قرار گرفته است. وسعت آن نزدیك به 280 كیلومترمربع است كه در ارتفاع 1470 متری از سطح دریاهای آزاد قرار دارد. پیرامون این باتلاق را تا فواصل زیاد، دشت‎های آبرفتی و یا تپه ماهورهای كم ارتفاع تشكیل داده‎اند كه بیشینه ارتفاع آنها از 220 متر تجاوز نمی‎كند. زاینده‎رود كه از كوه‎های زردكوه سرچشمه می‎گیرد، تغذیه كننده اصلی این باتلاق است. تعدادی رود و آبراهه‎ فصلی نیز در آب‎رسانی به این باتلاق شركت دارند كه در بیشتر ایام سال خشك هستند. به همین دلیل، گستره این باتلاق در فصل‎های مختلف سال متغیر است.از نظر ریخت‎شناسی، باتلاق و حاشیه آن، دارای ریخت‎های متفاوت زیر است.

* بخش آب‎دار كه بیشترین سطح این باتلاق را زیر پوشش دارد.

* بخش كرانه‎ای كه نیمه‎خشك یا خشك بوده و زیر پوشش كفه‎های رسی و رسوبات تبخیری هستند.

* گستره زیر پوشش تلماسه‎ها در شمال باختری باتلاق.باتلاق گاوخونی بخشی از یك فرونشست ناپیوسته زمین‎ساختی است كه از دریاچه وان در تركیه آغاز و پس از عبور از دریاچه ارومیه، دریاچه توزگل اراك به مرداب گاوخونی می‎رسد و به سمت جنوب باختری تا كفه سیرجان و فروافتادگی جازموریان و حتی فروافتادگی ماشكل در پاكستان ادامه می‎یابد. این گودال‎ها، در واقع نوعی فروافتادگی بیش كمانی هستند كه در شكل‎گیری آنها گسل‎های پرشیب نقش اساسی دارند.

 

دریاچه گَهَر

در دامنه جنوبی اشتران‎كوه، دو دریاچه آب شیرین به نام گَهَر بالا و گَهَر پایین وجود دارد كه از یكدیگر حدود 100 متر فاصله دارند. دریاچه پایینی بزرگ‎تر از بالایی است و فاصله خطی دو دریاچه، حدود 1600 متر است . سطح دریاچه گَهَر در ارتفاع 2300 متری است و از شهرهای دورود، ازنا به ترتیب 850 و 430 متر بالاتر است. درازای گَهَر حدود 2100 متر و میانگین پهنای آن 355 متر و مساحت آن حدود 75/0 كیلومترمربع است (نبوی، 1364). اصلی‎ترین گستره حوضه آبریز دریاچه، پهلوی جنوبی اشتران‎كوه یعنی «برآفتاب» با حدود 45 كیلومترمربع وسعت است. آب دریاچه محدود به آب‎های سطحی نیست و به نظر می‎رسد كه بخشی از آب دریاچه، از چشمه‎های كف تأمین می‎شود. دریاچه گَهَر در دره‎ای به همین نام در پشت اشتران‎كوه شكل گرفته است در محل دریاچه توده بزرگی از خاك و سنگ وجود دارد كه چون سدی طبیعی در جلوی آبراهه‎های بالادره را گرفته و در نتیجه دریاچه به وجود آمده است. بنابراین، بنیاد دریاچه را همین توده فروریخته و جنبش گسل‎های گَهَر و دورود تشكیل می‎دهد. زمان تشكیل این دریاچه دانسته نیست و نیاز به مطالعه دارد.

 

دریاچه مهارلو

دریاچه مهارلو در حدود 18 كیلومتری جنوب خاوری شیراز قرار دارد. ارتفاع این دریاچه، 1460 متر از سطح دریا و بیشینه ژرفای آن 3 مترگودی است. به همین دلیل میزان تبخیر بالاست و بخشی از بستر آن را لایه‎ای از نمك می‎پوشاند و فقط در بخش‎های شمالی و مركزی آن، آن هم با ژرفای خیلی كم (حداكثر 50 سانتیمتر) و شوری زیاد،آب وجود دارد. تأمین كننده اصلی آب این دریاچه رودها و آبراهه‎هایی هستند كه از شمال باختری و جنوب خاوری در آن تخلیه می‎شوند. مساحت آن در فصول مختلف متفاوت و تابع بارش‎های جوی است. جدا از تبخیر زیاد، نهشته‎های گچی سازند ساچون و دو گنبد نمكی واقع در خاور این دریاچه، در شوری بی‎اندازه آن تأثیر به سزایی دارند. دریاچه مهارلو در یك فرونشست ناودیس مانند با روند شمال باختری – جنوب خاوری، شكل گرفته كه گسل جوان و لرزه‎ای سروستان از آن می‎گذرد. به نظر می‎رسد كه حركات این گسل به ویژه از زمان پلیستوسن پسین به بعد، موجب تشكیل این فرونشست ناودیس گونه شده باشد.

 به باور كرینسلی (1970) به دلیل نبود سواحل كهن یا پادگانه‎های بلند، امكان وجود دریاچه‎ای در زمان پیش از پلیستوسن كم است و اگر دریاچه‎ای هم وجود داشته، در نقاطی بوده كه امروزه در حاشیه دریاچه فعلی قرار می‎گیرد.آب این دریاچه از نوع كلریدسدیم – منیزیم، سولفات سدیم(4SO 2Na ، 2 MgCl، NaCl ) است و از نمك این دریاچه برای صنایع پتروشیمی استفاده می‎شود. در ضمن بالابودن پتاسیم و به ویژه منیزیم در شورابه‎های دریاچه مهارلو، امكان استحصال اقتصادی نمك‎های منیزیم به عنوان فرآورده اصلی و پتاسیم به عنوان محصول فرعی را امكان‎پذیر نشان می‎دهد (وزارت صنایع و معادن، 1381).

 

دریاچه نمك

از این دریاچه به نام‎های دیگری همچون دریاچه نمك كاشان، دریاچه نمك قم، دریاچه قم، دریاچه آران و دریاچه مسیله، یاد می‎شود و نام دریاچه نمك بیشتر به كار می‎رود. انتخاب این نام به دلیل شوری بسیار زیاد دریاچه است به طوری كه در فصل تابستان قطعات نمك بر روی آن شناور می‎شود.

این دریاچه، با درازای 80 و پهنای 30 كیلومتر، یك فرونشست زمین‎ساختی است كه در ارتفاع حدود 795 متر از سطح دریای آزاد تشكیل شده و فاصله آن تا قم حدود 62 كیلومتر است. وسعت و شكل این دریاچه، متناسب با آب‎های تغذیه كننده و میزان بارندگی، تغییرات زیاد دارد و وسعت آن همراه با كفه‎های گلی پیرامون، حدود 1900 تا 2000 كیلومترمربع است. ولی با توجه به شكل و ریخت‎شناسی پیرامون، به نظر می‎رسد در زمان پلیوسن، دریاچه نمك وسعت بیشتری داشته و به احتمال گودی‎های پیرامون اشتهارد، ساوه، ایوانكی قم و كاشان را احاطه می‎كرد. بیش از 250 متر از رسوبات سخت نشده زمان كواترنر در این دریاچه نهشته شده است كه نشانگر زمان كواترنر پیشین تا زمان حال هستند (حفاری‎های شركت ملی نفت ایران، 1960).دریاچه نمك در یك فرونشست كم ژرفای زمین‎ساختی تشكیل شده كه پیرامون آن تعدادی گسل‎های اصلی و فرعی وجود دارد كه بعضی از آنها مانند گسل‎های مرنجاب، راوند (بخشی از گسل كوشك نصرت – زفره)، سیاه‎كوه و دوازده امام، از گسله‎های جوان و فعال كواترنر به شمار می‎روند. این مجموعه گسل‎ها كه دو روند متفاوت د‎ارند دریاچه را دربر گرفته تا در تشكیل دریاچه نقش داشته باشند.

 

دریاچه هامون

دریاچه هامون با حدود 1800 كیلومترمربع وسعت، بزرگ‎ترین حوضه دریاچه‎ای خاور ایران است كه از سه حوضچه اصلی یوزك، صابری و هیرمند تشكیل شده كه در فصول كم باران و در زمان بادهای 120 روزه از هم جدا و در زمان‎های پرباران، دریاچه واحدی را تشكیل می‎دهند. هیرمند در ایران، و بخشی از صابری در افغانستان است. رودها و آبراهه‎های زیادی به این دریاچه و باتلاق‎های اطراف آن تخلیه می‎شود كه از میان آنها، رود هیرمند بیشترین آبدهی را دارد. از نگاه ریخت‎شناسی، دریاچه‎ها از سه بخش تشكیل شده‎اند:

* دریاچه‎های دائمی، كه بیشترین سطح را با ژرفای بیشینه حدود 11 متر دارد.

* دریاچه‎های فصلی، كه بصورت نوار به نسبت باریكی پیرامون دریاچه‎های دائمی قرار دارند.

* كفه‎های گلی و باتلاق‎ها، كه بیشتر در حاشیه خاوری و جنوب خاوری دریاچه‎ها توسعه دارند.

از دیدگاه زمین‎شناسی، دریاچه یا مجموعه دریاهای هامون بخشی از بلوك ساختاری هیلمند (هلمند) افغانستان دانسته شده كه در خاور گسل شمالی – جنوبی هریرود قرار دارد. اما داده‎های منطقه‎ای نشان می‎دهد كه دشت زابل بخشی از فرونشست داری‎رود افغانستان است كه نقاط پست آن مانند دریاچه‎های هامون، پایانه و محل انباشت بخشی از روان‎آب‎های هندوكُش و آبراهه‎های سرچشمه گرفته از خاك ایران است.

 

 

دیگر دریاچه‎های ایران

تعدادی دریاچه به نسبت كوچك، در نقاط مختلف ایران وجود دارد كه چندان شناخته شده نیستند و اطلاعات چندانی از آنها در دسترس نیست. دریاچه‎های زیر از آن جمله‎اند:

دریاچه آب بوندار: این دریاچه در حدود 60 كیلومتری باختر تا شمال باختری شهرستان دهدز قرار دارد و از جمله دریاچه‎های آب شیرین كوهستانی ایران است كه در یك فروافتادگی زمین‎ساختی قرار گرفته و از سطح دریا حدود 850 متر بلندی دارد. بیشینه درازای آن 2 كیلومتر و پهنای میانگین، 6/1 كیلومتر است. آب این دریاچه، به طور عمده از چشمه‎های كارستی زیر دریاچه و به مقدار كم از نهرهای كوچكی كه در فصول پر باران آب دارند، تأمین می‎شود.

دریاچه مور زرد زیلایی: این دریاچه در حدود 180 كیلومتری شمال باختری یاسوج و در ارتفاع 2180 متری از سطح دریا قرار دارد. برم‎مورزرد زیلایی و برم‎دلی‎بو نام‎های دیگر این دریاچه است. به نظر می‎رسد كه این دریاچه از انواع كارستی باشد و آب آن از چشمه‎های كارستی و روان آب‎های سطحی تأمین ‎شود.

دریاچه سیران‎گل: این دریاچه در جنوب دریاچه ارومیه و در كناره باختری جاده ارومیه – مهاباد قرار دارد. فاصله آن از ارومیه 85 كیلومتر است و در 20 كیلومتری شمال خاوری نقده قرار دارد. آب این دریاچه از رودهای فرعی و اغلب فصلی، تأمین می‎شود و به مقدار كمتر، چشمه‎های زیردریاچه‎ای نیز در این امر مشاركت دارند.بر خلاف دریاچه ارومیه كه فوق اشباع از نمك است، این دریاچه از انواع شور می‎باشد.

دریاچه قوری‎گل: این دریاچه در 18 كیلومتری شمال باختری بستان‎آباد تبریز قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریا 1890 متر است. آب این دریاچه بیشتر از رودها و آبراهه‎های فصلی و سیلابی و به مقدار كمتر از طریق چشمه‎های زیردریاچه تأمین می‎شود و شیرین است.

دریاچه بَزَنگان: این دریاچه در بلندی‎های كپه‎داغ و در 130 كیلومتری جاده مشهد – سرخس قرار دارد. مساحت این دریاچه آب شیرین، حدود 80 هكتار و بیشینه عمق آن 12 متر است.

دریاچه شط‎تمی: این دریاچه یك دریاچه كوهستانی در كوه‎های زاگرس است كه در نزدیكی كوه منار قرار دارد. راه ماشین‎رو ندارد و می‎توان از الیگودرز یا فریدونشهر، ابتدا به روستای دستگرد و بعد به دریاچه رسید. این دریاچه، به احتمال از منشأ چشمه‎های كارستی است و به دلیل قرارگیری در زون راندگی‎ها، ممكن است منشأ زمین‎ساختی داشته باشد.

دریاچه شورابیل اردبیل: این دریاچه با مساحت تقریبی 64 كیلومترمربع در جنوب اردبیل قرار دارد و از دریاچه‎های شور است. بسترآن پوشیده از گل و لای و لجن سیاه‎رنگ است و نمك به ضخامت 5 تا 8 سانتی‎متر روی آن را می‎پوشاند.

دریاچه یا بركه نئور اردبیل: این دریاچه در 48 كیلومتری جنوب خاوری اردبیل به طرف خلخال و در فاصله 18 كیلومتری خاور جاده، در منطقه كوهستانی قرار دارد. مساحت كل دریاچه در حدود 1/2 كیلومترمربع و ژرفای متوسط آن حدود 3 متر است. در هنگام تابستان، به علت كم آبی، به دو دریاچه كوچك و بزرگ تقسیم می‎شود. آب آن شیرین است.

 

 

دریاهای ایران

دریای خزر

دریای خزر كه در گذشته به نام‎هایی چون خاواینسكی، دریای هیركانیان، دریای جرجان (گرگان)، بحر مازندران، بحر جرجان، بحر آبسكون و بحر قانیا، نامیده می‎شد بزرگ‎ترین دریاچه روی زمین است. این دریای بسته كه در شمال كوهزاد آلپ – هیمالیا قرار گرفته، باقیمانده‎ای از دریای پاراتتیسParatethys است كه بر پایه پژوهش‎های استراخوف و همكاران (1954)، حدود 11000 سال پیش، پس از جدایش از دریاهای سیاه و مدیترانه، مستقل شده است. پاره‎ای از ویژگی‎های خزر عبارتند از:

وسعت: دریای خزر، با وسعتی حدود 436000 كیلومترمربع، 1200 كیلومتر درازا و 220 تا 550 كیلومتر پهنا دارد و حجم آب آن افزون بر 77000 كیلومترمكعب است. گودی این دریا در بخش شمالی، 10 تا 12 متر و در بخش میانی تا 770 متر است و گودترین نقطه آن در بخش جنوبـی، تا 1000 متر نیز می‎رسد. سطح آب دریاچه در حدود 26 تا 28 متر (بر حسب سال‎های متفاوت) از سطح آب دریاهای آزاد پایین‎تر است. این دریا از طریق ولگا و همچنیــن كانال ولگا – دن كه مجهز به حوضچه‎های تنظیم سطح آب و برقراری هم ترازی آب است، به طور غیرمستقیم با دریای بالتیك و دریای سیاه ارتباط دارد.

ریخت‎شناسی: بخش شمالی خزر شیب بسیار ملایم دارد. دو بخش میانی و جنوبی، با یك برجستگی زیرآبی به نام برجستگی سرت Syrtدر حد فاصل دماغه باكو و خلیج قره بغاز، با امتداد شمال باختر – جنوب خاور از یكدیگر جدا می‎شوند. این برجستگی، ادامه بلندی‎های قفقاز است و ژرفای آب روی آن از 200 متر تجاوز نمی‎كند. این برجستگی، مانع جریان آب در سطح دریاچه نیست.حجم آب: بیش از دو سوم حجم آب دریای خزر در بخش جنوبی است. نزدیك به یك سوم از آب در بخش مركزی و فقط حدود 1/0 درصد به بخش شمالی تعلق دارد.

نهشته‎های بستر: به دلیل ناهمگنی ریخت بستر، گسترش رسوب‎های وارده، ناهماهنگ است. سالانه رودهای وارده به ویژه ولگا حدود 90 میلیون تن رسوب را وارد دریاچه می‎كنند كه در آنها، سیلت از همه بیشتر است و همراه با دیگر انواع (ماسه، رس كربناتی دانه‎ریز) ستبرای قابل توجهی را تشكیل می‎دهند. ستبرای نهشته‎های نرم بستر دریای خزر را از 40 متر در نقاط شمالی و مركزی تا حدود 1200 متر در بخش جنوبی برآورد كرده‎اند.

داده‎های موجود نشان می‎دهد كه در این دریا، مرز نهشته‎های كم عمق و عمیق به طور كامل از یكدیگر جدا نیست. برای مثال، رسوبات دانه‎درشت به همراه صدف نرم‎تنان، برخلاف دیگر نقاط، تا ژرفای 300 متر انتشار دارد. و یا كربنات كلسیم موجود در رسوبات، در نقاط مختلف تغییر می‎كند و مقدار آن هیچ‎گونه ارتباطی به عمق آب ندارد

گل‎فشان‎ها و گریفون‎های خزر: در بخش جنوبی دریای خزر به ویژه در جمهوری آذربایجان و تركمنستان محدوده آبی شمال باختری بندرانزلی و در شمال بندرتركمن (منطقه داشلی‎برون و قزل‎تپه)، به ویژه از دیدگاه‎های نشانه‎های مثبت وجود نفت و گاز درخور توجه‎اند. این گل‎فشان‎ها حدود 70 درصد گل‎فشان‎های دنیا را تشكیل می‎دهند و ابزاری خوب در پی‎جویی‎های نفتی به شمار می‎آیند. در هر حال، باید گفت كه به دلیل فوران‎های ناخواسته هنگام حفاری، می‎توانند مخاطره‎آمیز باشند.

جریان‎های دریایی: در دریای خزر، یك جریان دریایی اصلی چرخشی وجود دارد كه حركتی پاد ساعتگرد دارد. این جریان اصلی به دو جریان فرعی در بخش شمالی، یك جریان فرعی در بخش مركزی و دو جریان فرعی دیگر در بخش جنوبی تقسیم می‎شود. این جریان‎ها، باعث جا به جایی آب و نهشته‎های سطحی می‎شوند.

دمای آب: دما در تابستان به تقریب در همه جا برابر است، ولی در زمستان، بخش شمالی دریای خزر (دست‎كم چهارماه) دمای زیر صفر دارد و یخبندان است، در صورتی كه در جنوب آن، هیچ‎گاه یخبندان نمی‎شود و متوسط دما 9/5 + درجه سانتیگراد است.

تغییرات سطح آب: شواهد تاریخی نشان داده كه سطح آب دریای خزر همیشه در نوسان بوده است. اعداد گزارش شده متفاوت است در مجموع به نظر می‎رسد كه بین بالاترین و پایین‎ترین سطح آب، 9 متر اختلاف وجود داشته است. به دلیل وسعت زیاد، تغییرات سطح آب دریا، بر تغییرات آب و هوایی و حتی پستانداران پیرامون اثرگذار است.بالا آمدن سطح دریا یكی از معضلات نواحی پیرامون دریاچه است. در این مورد، عواملی مانند عملكردهای زمین‎ساختی، بالا آمدن سست كره و یا دیاپیرها نمی‎توانند اثرگذار باشند، چرا كه این گونه پدیده‎ها در مقیاس میلیون سال عمل می‎كنند. لذا،‌ در بالا آمدن سطح آب باید عوامل كوتاه‎مدت طبیعی (مانند چرخه‎های آب و هوایی، افزایش دمای زمین) و عوامل مصنوعی (جلوگیری از تبخیر در قره‎بُغاز، ورود پساب شهرها، تغییر مسیر رودهای بزرگ به داخل دریاچه) اثر عمده‎تری داشته باشند.

منابع تأمین‎كننده آب خزر: مجموع آبی كه سالانه به خزر وارد می‎شود، حدود 450 كیلومترمكعب است كه این حجم آب می‎تواند سطح دریا را حدود 125 تا 135 سانتیمتر بالا ببرد. ولی در حالت عادی، این افزایش حجم با عمل تبخیر جبران می‎شود. بیش از 95 تا 97 درصد آب دریای خزر از رودهای ولگا، اُمبا، اورال، كوما، ترك، كورا و حدود 2 تا 3 درصد آن از سفیدرود و اترك تأمین می‎شود. مجموع آبی كه رودها به خزر می‎ریزند، سالانه حدود 350 كیلومترمكعب است كه بیش از 76 درصد، آن سهم رود ولگا است.

پی‎سنگ: دریای خزر ناهمگن و قابل تقسیم به سه بخش شمالی، مركزی و جنوبی است كه با گسل‎های اصلی موجود در پی‎سنگ از یكدیگر جدا شده‎اند. پی‎سنگ بخش شمالی از نوع پوسته نیمه‎اقیانوسی – سكوی قاره‎ای پركامبرین روسیه است كه چین‎هایی با روند شمالی – جنوبی دارد. بخش مركزی دارای پی‎سنگ هرسی‎نین، با ویژگی‎های قاره‎ای و روند شمال باختری – جنوب خاوری است. بخش جنوبی دارای پی‎سنگ بازالتی با ستبرای 15 تا 20 كیلومتر است كه با پوسته گرانیتی محصور داشته است (بربریان، 1981).داده‎های لرزه‎ای نشان داده كه پوسته بازالتی خزر جنوبی از دو لایه اصلی تشكیل شده است. در بخش زیرین، سرعت عبور امواج P حدود 6/6 كیلومتر در ثانیه است و ویژگی‎های مشابه با پوسته اقیانوسی دارد. در بخش فوقانی سرعت امواج P حدود 5/3 تا 4 كیلومتر در ثانیه است و مشخصاتی شبیه ‎لایه گرانیتی دارد (كوربانف، 1982).

تركیب شیمیایی: آب خزر از نوع منیزیم، كلسیم و سولفات است و میزان نمك‎های محلول آن بین 12 تا 13 گرم در لیتر است كه به تقریب یك سوم شوری آب دریاهای آزاد و اقیانوس‎هاست. شیرین‎ترین بخش آب دریای خزر مربوط به نواحی نزدیك به مصب رودخانه ولگا و شورترین بخش آن مربوط به خلیج قره‎بغاز بوده است كه در آن تبخیر بر ورودی آب بر خلیج فزونی دارد.

توان هیدروكربنی خزر: نخستین گزارش مستند در باره توان هیدروكربنی خزر، به سده سیزدهم میلادی باز می‎گردد. نفت، به طور رسمی در سال 1869 از بخش خشكی و در سال 1945 از بخش آبی باكو استخراج شد و تاكنون تعداد 21000 حلقه چاه در مناطق اكتشافی (خشكی و دریا) حفر شده است (موسوی، 1380). جدا از میدان‎های نفتی خزر شمالی و خزر میانی، خزر جنوبی یكی از منابع اصلی اكتشاف و تولید نفت و گاز دریای خزر است. در خزر جنوبی، سنگ مخزن اصلی بهره‎ده Productive Series به سن پلیوسن زیرین – میانی است. سنگ مخزن فرعی آن نهشته‎های ماسه‎ای سازند آپشرون به سن كواترنر پیشین می‎باشد.

 

دریای خلیج فارس

خلیج فارس یك دریای حاشیه‎ایMarginal Sea است كه به طور كامل روی فلات قاره قرار دارد و سراشیبیSlope آن در خلیج عمان است. این خلیج 200 تا 300 كیلومتر پهنا و سطحی در حدود 226000 كیلومترمربع را زیر پوشش دارد. ژرفای میانگین آن حدود 35 متر و ژرف‎ترین نقطه آن در كرانه ایرانی تنگه هرمز است كه ژرفایی تا 165 متر دارد، ولی، میانگین آن در كناره‎های محور، 74 تا 92 متر است.

 از نظر ریخت‎شناسی، خلیج فارس نامتقارن و شیب ساحل عربی (جنوبی) آن آرام‎تر از ساحل ایرانی (شمالی) است. به سخن دیگر، محور طولی خلیج فارس آن را به دو قسمت تقسیم می‎كند. یكی تك شیب Homocline پایدار جنوبی كه پیش‎بوم سپر عربستان است و شیب بسیار آرام (35 سانتیمتر هر كیلومتر) دارد و دیگری بخش ناپایدار شمالی است كه قسمتی از رشته‎كوه‎های چین‎خورده زاگرس و تغییرات شیب آن 175 سانتیمتر در هر كیلومتر است. كرانه جنوبی خلیج فارس، به ویژه در خاور شبه جزیره قطر، منطقه وسیع و كم ژرفایی (10 تا 20 متر) است كه به طور عمده با ریخت‎شناسی پست، محیط تبخیری و منطقه كشندی (سبخایی) مشخص است. كرانه ایرانی این دریا، از سازندهای سخت و بلند با ریختار خطی ساخته شده و با واسطه یك دشت ساحلی باریك، با دریا در ارتباط است. منطقه كم‎شیب كرانه جنوبی و دریای كم ژرفای آن با تاقدیس‎هایی با بام‎های كم شیب با روند شمالی – جنوبی تا شمال خاوری – جنوب باختری (روند پی‎سنگ عربستان)، اغلب میدان‎های نفتی بزرگی را می‎سازند. تاقدیس‎های قطر، رودخان و بحرین اغلب چهره‎های توپوگرافی كم شیبی را تشكیل داده‎اند كه با سیستم‎های گسلی كنترل می‎شوند.

 از سوی دیگر، كرانه ایرانی این خلیج، كرانه‎ای كوهستانی با روند شمال باختری است كه پشته‎های تاقدیسی با بلندی بیش از 1500 متر هستند. به همین دلیل، ساختارهای كرانه شمالی خلیج فارس، از دیدگاه هندسی، با آنچه كه در كرانه جنوبی است، تفاوت دارد. برخورد ساختارهای كرانه عربی و رشته‎كوه زاگرس، توپوگرافی زیردریایی خلیج فارس را تشكیل می‎دهد. گرچه شیب بستر بسیار آرام است، ولی حدود 20 جزیره و تعدادی پشته‎های كوتاه و بلند زیردریایی در آن وجود دارد كه بی‎هنجاری‎های توپوگرافی را تشكیل می‎دهند. جزایر ایرانی خلیج فارس به صورت پشته‎های كشیده و موازی ساحل و یا كم و بیش دایره‎ای شكل‎ هستند.

 از گروه نخست، جزایر قشم و كیش را می‎توان نام برد كه در واقع دنباله زاگرس بوده و بر اثر بالا آمدن سطح آب به صورت جزیره درآمده‎اند. ولی، جزایر گرد مانند هرمز، ابوموسی و 000 گنبدهای نمكی سری هرمز هستند. سطح جزایر خلیج فارس، از رسوبات تخریبی و مارن تشكیل شده‎ كه كم و بیش صدف‎دارند. خاك آنها شور و یا گچ‎دار است و به همین دلیل رشد گیاهان محدود به انواع خاص است.

از نظر آب و هوایی، خلیج فارس شرایط خشك نیمه استوایی دارد، به طوری كه در تابستان دما تا 50 درجه سانتی‎گراد می‎رسد و میزان تبخیر بیش از آب‎های وارده است. جریان‎های هوایی موسوم به «باد شمال» كه از شمال باختری می‎وزد، در قسمت‎های جنوبی تغییر جهت داده و به طرف شمال تمایل پیدا می‎كند. افزون بر اثركلی بر ایجاد امواج و جریان‎های سطحی، این بادها به مقدار زیاد رسوبات آواری – قاره‎ای را به محیط‎های دریایی حمل می‎كند.

به دلیل محصور بودن، اثر اقیانوس بر خلیج فارس بسیار ناچیز است و به همین‎رو، سرعت جریان‎های زیرین و افقی آن بسیار اندك و حدود 10 سانتیمتر در ثانیه است. شوری بیشتر خلیج‎فارس نسبت به اقیانوس، موجب پیدایش جریان آبی از اقیانوس هند به خلیج فارس می‎شود. این جریان به موازات سواحل ایران و در جهت پادساعتگرد است. جریان موردنظر با كاهش دما و مقدار شوری همراه است، به گونه‎ای كه در تنگه هرمز مقدار نمك 6/36 گرم در لیتر ولی در انتهای شمال باختری، در دهانه كارون، حدود 40 در هزار است. میزان بارندگی در سواحل جنوبی كمتر از 5 و در حاشیه شمالی 20 تا 50 سانتیمتر در سال است. آب‎های شیرین ورودی به خلیج فارس به طور عمده محدود به روان آب‎های كوه‎های زاگرس، تركیه و عراق است كه از میان آنها، رودهای كارون، دجله و فرات پرآب‎ترند. در كرانه جنوبی آب‎های ورودی بسیار كم است . این امر می‎تواند عامل مهمی در چیرگی نهشته‎های كربناتی بر نهشته‎های آواری باشد.

آب خلیج فارس به دلیل تبخیر شدید، نمك فراوان دارد، به گونه‎ای كه در حوالی بحرین و قطر كه ورود آب شیرین به تقریب هیچ است، در اثر تبخیر شدید مقدار نمك‎های آب 45 گرم در لیتر می‎رسد و حتی، در برخی نقاط، به ویژه مرداب‎های كرانه عربی مانند خلیج سالوا Salwa ، نمك‎های محلول 70 گرم در لیتر است.دمای آب در خلیج فارس از ورودی تنگه هرمز به طرف انتهای آن افزایش می‎یابد. روند افزایش دما و شوری آب همخوانی دارند. جدا ازجریان‎های سطحی یكی از عوامل اثرگذار در ترابری و ساختارهای رسوبی خلیج فارس، جریان‎های كشندی است. این جریان‎ها به طور معمول روندی موازی با محور خلیج فارس دارند و سرعت آنها تا حدود 50 سانتیمتر در ثانیه و ارتفاع آنها بین صفر تا 4 متر بالای سطح آب است . در آبراهه‎های كرانه‎ای ابوظبی، سرعت جریان‎های كشندی ممكن است از 60 سانتیمتر در ثانیه نیز فراتر رود. چنین حركتی برای رشد و توسعه ائولیت‎های زیبای این منطقه شرایط لازم را فراهم می‎كند.

گفتنی است كه در خلیج فارس، در زمین‎های مسطح فراكشندی، دولومیت همراه با گچ تشكیل می‎شود و رسوبات دولومیتی در اعماق بیشتر از 2 متر كمیاب می‎گردد. در اثر وجود امواج ساحلی، در خلیج فارس ائولیت‎های آهكی تشكیل می‎شوند كه در نواحی كم عمق اطراف قطر و تنگه هرمز، بیشترین مقدار را دارد.

به طور كلی رسوبات عهد حاضر خلیج فارس، از ساحل به اعماق (عمق بیشینه 90 متر) دانه‎ریزتر می‎شوند، به گونه‎ای كه مارن‎ها در بخش مركزی خلیج فارس تشكیل و نهشته می‎شوند. آهك‎های مارنی، عمیق‎ترین رخساره عهد حاضر خلیج فارس است.

از نگاه زمین‎شناسی، خلیج فارس فرونشست زمین‎ساختی كم ژرفایی است كه در زمان ترشیری پسین در حاشیه جنوبی كوه‎های زاگرس تشكیل شده است.شدیدترین چین‎خوردگی‎های زمان پلیو – پلیستوسن، كرانه‎های شمالی خلیج فارس (زاگرس) را چین داده است. میزان چین‎خوردگی‎‎ها كه در خشكی‎های ایران شدید است (شیب 50 درجه و بیشتر)، با شیب‎های كمتر به طرف دریا ادامه دارد به گونه‎ای كه در دریا به 10 تا 20 درجه می‎رسد. محور اصلی خلیج فارس نیز یكی از پیامدهای زمین‎ساختی رخداد چین‎خوردگی زاگرس است كه در زمان پلیو پلیستوسن شكل گرفته است. در پایان دوره پلیوسن، سطح دریا به احتمال حدود 150 متر بالاتر از سطح كنونی بوده است (فربریج، 1961). این سطح در حدود 100000 سال پیش از میلاد مسیح و به تدریج به سطح كنونی رسیده كه آثار آن به صورت پادگانه‎های دریایی و سبخا، در كرانه‎های عربی خلیج فارس بر جای مانده است.سكوهای زیردریایی نیمه عمیق در افق‎های مختلف و همچنین دره‎های به زیر آب رفته نشان می‎دهد كه در زمان یخبندان پلیستوسن، سطح دریا در خلیج فارس، حدود 120 متر از زمان حال پایین‎تر بوده است. این سكوهای زیردریایی، این باور را به وجود آورده‎اند كه در زمان یخبندان، حدود 17 تا 70 هزار سال پیش از میلاد مسیح، دیرینه جغرافیای قاره‎ای بر تمام خلیج فارس حاكم بوده و دریا به سوی تنگه هرمز پسروی داشته است.

در پسروی بیشینه، حوضه خلیج فارس دره بسیار بزرگی بود كه رودهای دجله و فرات را به طور مستقیم وارد دریای عمان می‎كرد.پیشروی بخشی از دریا كه در زمان یخچالی وُرم صورت گرفته، مربوط به 30 تا 45 هزار سال پیش از مسیح بود كه در آن، سطح دریا به 40- (فربریج، 1961) و یا 25- (كورای، 1961) می‎رسید.نمونه‎ای از آهك دریایی كه از ام‎الاقرس، از عمق 23 متری زیر سطح دریای كنونی، به روش كربن 14 تعیین سن شده، سن 26700 سال پیش از میلاد مسیح را نشان داده است.




نظرات
نظرات مرتبط با این پست
تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد