تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




GaPs.ir - Geology and Petroleum Science - زمین شناسی ایران - فصل هفتم - افیولیت‎های ایران s

GaPs.ir - Geology and Petroleum Science - زمین شناسی ایران - فصل هفتم - افیولیت‎های ایران

نظرسنجی
Poll

به نظر شما مدیریت این وب سایت کدام بخش را تقویت نماید؟





کدهای اختصاصی
Code

image-in-blog

(سیویلیکا)

قرآن و زمین شناسی

سوگند به جوِ برگشت دهنده و به زمينِ شقه شقه، که اين قرآن گفتار جدا جدا است نه اينکه چيز بيهـوده ای باشد

جـو، مـوارد مـضـر را از آمـدن بـه زمـيـن مـنع می کـند و آنها را به فضا برگشت می دهد، و موارد مفـيدی که از زمين بالامی روند را به زمين برگشت می دهد يا در جو نگه می دارند. (در واقع این آیه شریفه اشاره دارد به وجود جو زمین و لایه های مختلف آن از خارج به داخل و یا برعکس که به مانند سپری توانا مانع ورود اجرام و خطرات کیهانی به داخل آن و در واقع تخریب زمین می شوند و از طرفی این لایه های اتمسفر مانع از خروج بخار آب و اکسیژن از زمین شده و حیات را اینگونه تضمین می کنند).

سطح زمين در واقع شقه شقه است. سطح زمین در مجموع از 10 تا شقه های کوچک و بزرگ تشکيل شده است. محل تـماس لايه ها عـمـدتـاً در سـطح اقـيـانـوس هـا و برخی از دريـاهـا است و هـزاران کـيلومتر طول دارند. از شکاف ميان آنها مـواد مـذاب بيرون می ريزد که از ضروريات زنده نگه داشتن زمين و مـنـاسب نـمـودن و مـناسب نگـهـداشتن آن بـرای زنـدگـی است. طوريکه اگر نمی بـودند زمين از همان آغاز سرد شدن قـشر خود منفجر می شد، و يا اصلاً حياتی روی آن پا نمی گرفت.

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 29023
» بازديد ديروز : 2559
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 31598
» بازديد سال : 29022
» بازديد کل : 156398
» اعضا : 52
» مطالب : 236

زمین شناسی ایران - فصل هفتم - افیولیت‎های ایران


تاریخ انتشار پست : 22 تیر, 1392 بازدید : 980


زمین شناسی ایران - فصل هفتم - افیولیت‎های ایران


مقدمه

در زمین‎شناسی ایران، افیولیت به مجموعه‎ای از سنگ‎های مافیك و اولترامافیك گفته می‎شود كه ممكن است منظم و لایه لایه باشند و یا در اثر تنش‎های زمین‎ساختی با یكدیگر مخلوط شده باشند (علوی تهرانی، 1358) به این مجموعه‎ها كه همراهانی از سنگ‎هـای رسوبی نواحی ژرف دارنـــد «كمـپلكس‎ افیـولیتـیOphiolitic Complex »، «سری افیـولیتیOphiolitic Series »،«آمیزه‎های افیـــولیتیOphiolitic Melange » و سرانجام «آمیزه‎های رنگیــنColoured Melange »نیز گفته شده، كه از میان آنها، واژه «آمیزه‎های رنگین» كاربرد بیشتری دارد كه اغلب به عنوان یك واحد سنگ‎چینه‎ای به كار می‎رود.آمیزه‎های رنگین ایران، بیشتر به صورت نوارهای باریك و كم و بیش پیوسته‎ای هستند كه اغلب در امتداد گسل‎های طولی اصلی رخنمون دارند.

شواهد زمین‎شناسی به ویژه بررسی شیمی این مجموعـه‎هـا از نظر نسبت‎های ایزوتوپی Sr 86/ Sr 87 و نحوه پراكنش عناصر خاكی كمیاب نشانگر آن است كه تركیب شیمیایی آنها همانند سنگ‎كره اقیانـوسی Oceanic Lithosphere است لذا پذیرفته شده كه مجموعه‎های افیولیتی ایران باقیمانده اشتقاق‎های درون قاره‎ای هستند كه در اثر كافتی شدن Rifting شكل گرفته و در اثر فرارانش Obduction و در هنگام جابه‎جایی قاره‎ها و خردقاره‎ها، در محل و امتداد زمیندرزهای كهنPaleo – Geosuture جای گرفته‎اند. جدا از مسائل ژئودینامیكی پوسته، داشتن كرومیت، سولفید مس توده‎ای، كانی‎های گروه پلاتین، عناصر خاكی كمیاب و ... از ویژگی‎هایی است كه به مجموعه‎های افیولیتی ایران ارزش اقتصادی می‎دهند.

 



زمین شناسی ایران - فصل هفتم - افیولیت‎های ایران

 

 


 

سنگ‎های سازنده مجموعه‎های افیولیتی ایران

در بیشتر نواحی ایران، به ویژه در ایران مركزی، مجموعه‎های افیولیتی در اثر عوامل گوناگون زمین‎ساختی، به نسبت‎های متفاوت، با یكدیگر مخلوط شده و توالی آنها نامنظم است. ولی در نواحی كه تأثیر تنش‎های زمین‎ساختی كمتر بوده، می‎توان یك روند كلی و كلاسیك از سنگ‎های تشكیل دهنده زیر را دید:

«اولترامافیك‎ها»، عمده‎ترین سنگ‎های مجموعه‎های افیولیتی ایران هستند كه در میان آنها هارزبورژیت با تركیب كانی‎شناسی اولیوین و اُرتوپیروكسن درصد بالاتری دارند. در جنوب ایران مركزی، دونیت فراوان‎تر است. لرزولیت، ورلیت و برخی انواع پیروكسنیت‎ها به ویژه برونزیت، از جمله اولترامافیك‎های مجموعه‎های افیولیتی ایران هستند. در بیشتر برونزدهای افیولیتی، سنگ‎های اولترامافیك یاد شده به نسبت‎های متفاوت دگرسان شده‎ كه ممكن است تا مرحله تشكیل سرپانتینیت پیش‎رفته باشد.

«گابروها»، پس از اولترامافیك‎هـــــا، فراوان‎ترین سنگ‎های بازیك درشت دانه مجموعه‎های افیـــولیتـــی هستند كه از نظــر سیما و ساخت در بیشتـر جاهــا به صورت تــــوده‎ایMassive Structure  هستند ولی گاهی ساخت لایه‎ای Layered Gabbros  دارند كه این نظم، مدیون مراحل انجماد ماگمایی و در اثر فرآیند نشست بلوری Crystal Setting بوده و ارتباطی به پدیده‎های بعدی و دگرگونی ندارد. در مورد خاستگاه گابروهای مجموعه‎ای افیولیتی ایران، سه امكان تفریق ماگمای اولترامافیك اولیه، ذوب قسمت‎های بالای مانتل اقیانوسی و تزریق ماگمای بازیك جوان‎تر در یك مرحله بعدی پیشنهاد شده است.

اگرچه مرز بین گابروها و پریدوتیت‎ها در بسیاری از حالات ناگهانی است، ولی گاهی می‎توان شاهد یك گذر تدریجی بین اولترامافیك‎ها و گابروها بود.در پاره‎ای از نواحی افیولیتی ایران، سنگ‎های گابرویی در اثر دگرسانی استاتیك به مجموعه‎ای از گارنت گروسولاریت، كلریت و وزوویانیت تبدیل شده‎اند. نام این گابروهای دگرسان شده كه سیمای عدسی‎های سفیدرنگ دارند، «رودنگیت» است.

دایك‎های دیابازی و میكروگابروها، دیابازها مجموعه افیولیتی ممكن است ساخت صفحه‎ای Sheeted داشته باشند. كه نتیجه تزریق دایك در دایك است. گاهی دایك‎های دیابازی، دایك‎های تغذیه‎كننده Feeder Dykes گدازه‎های بالای مجموعه افیولیتی هستند. به طور عموم، دیابازها گابروها را قطع می‎كنند و از آنها جوان‎ترند.

میكروگابروها از سنگ‎های رگه‎ای مجموعه‎های افیولیتی ایران هستند كه سختی زیاد و رنگی بسیار تیره دارند و به صورت دایك‎های نه چندان ممتد و یا به شكل عدسی برونزد دارند.

گدازه‎های آتشفشانی، گدازه‎ها و گاهی خاكسترهای آتشفشانی، از جمله عناصر مهم تشكیل دهنده مجموعه‎های افیولیتی هستند كه تركیب كانی‎شناسی گوناگون و ساختار بالشی Pillow Structure دارند. بیشتر گدازه‎های افیولیتی، بر اثر پدیده‎های دگرسانی بعدی، تركیب اولیه خود را از دست داده‎اند ولی تركیب عمومی از لكوبازالت تا اسپیلیت متغیر است.

سنگ‎های نفوذی اسید، دیوریت‎های كوارتزدار، ترونجمیت‎ها (پلاژیوگرانیت‎ها) از دیگر سنگ‎های مجموعه افیولیتی ایران ‎است كه به صورت توده‎های بسیار كوچك و گاه به صورت دایك و یا رگه‎های نازك دیده می‎شوند. رنگ روشن، دانه‎بندی متوسط تا ریز، كمبود كانی‎های فرومنیزین و دگرسانی پیشرفته از ویژگی ماكروسكوپی آنها است. نتایج ژئوشیمیایی این سنگ‎ها نشانگر آن است كه در آخرین مراحل تفریق ماگمای اولترامافیكی به وجود آمده‎اند.

سنگ‎های دگرگونی، در مجموعه‎های افیولیتی ایران دو نوع سنگ دگرگونی وجود دارد. گروه نخست میكاشیست، گنیس و مرمر با خاستگاه قاره‎ای هستند و ارتباطی به مجموعه‎های افیولیتی ندارند. گروه دوم در حقیقت افیولیت‎های دگرگون شده‎اند. در بیشتر نقاط ایران، سنگ‎های افیولیتی در دو فاز جداگانه دگرگون شده‎اند.

 فاز نخست از نوع گرمابی و استاتیك است كه بیشتر موجب تغییر تركیب كانی‎شناسی سنگ‎ها شده‎اند، و از آن جمله می‎توان به سریسیتی شدن پلاژیوكلازها، اورالیتی شدن پیروكسن‎ها سرپانتینیتی شدن سنگ‎های مافیك و اولترامافیك، رودنگیتی شدن گابروها، اسپیلیتی شدن گدازه‎های بازیك اشاره كرد. تشكیل تالك، هونتیت، پنبه نسور (آزبست) و منیزیت نیز از پیامدهای دگرگونی استاتیك است كه در انجام آن، نیروهای فشاری و به ویژه فشار بخار آب نقش اساسی داشته است.

فاز دوم دگرگونی، از نوع ناحیه‎ای و نتیجه فشارهای كوهزایی و بسته شدن كافت قاره‎ای است. در ابتدای بسته شدن كه فشار بالا و دما پایین است، رخساره دگرگونی از نوع پرهنیت، پمپلی‎ئیت تا شیست آبی است. در مراحل پایانی بسته شدن زمیندرز، با افزایش دما، رخساره شیست سبز تا آمفیبولیت گسترش بیشتری دارد.

قطعات بیگانهExotic Blocks ، در بسیاری از مجموعه‎های افیولیتی ایران، قطعاتی از سنگ‎های گوناگون با خاستگاه متفاوت وجود دارد. ابعاد این سنگ‎ها از كوچك تا خیلی بزرگ و عظیم، متغیر است. این قطعات بیگانه، نوعی اولیستولیت Olistolith و معرف محیط‎های پرتكاپو هستند كه در اثر فرآیندهای زمین‎ساختی به مجموعه‎های افیولیتی افزوده شده‎اند.با توجه به سنگ‎های تشكیل دهنده مجموعه‎های افیولیتی، سبزه‎ئی (1974) افیولیت‎های ایران را یك مجموعه چندزادی می‎داند.

1- پیكره الترامافیك: به سن پركامبرین پسین – كامبرین تا پالئوزوییك پیشین، شامل:

* تناوب ورلیت، وبستریت، لرزولیت و كلینوپیروكسنیت

* بخش گابرویی (ملاگابرو، پریدوتیت‎های فلدسپات‎دار، تروكتولیت، آنورتوزیت، گابروی نوریتی، فروگابرو و لوكوگابرو)

* تناوب دونیت و هارزبورژیت و كمی كرومیتیت

2- پیكره بازیك: متشكل از گابروهای همسانگردIsotrop ، دایك‎های ورقی و گدازه‎های بالشی به سن كرتاسه پسین

3- پلاژیوگرانیت‎ها: كه دو مجموعه قبلی را قطع می‎كند و سن پس از كرتاسه پسین دارد.بنا به نوشته سبزه‎ئی، پندار عمومی بر آن است كه مجموعه اولترامافیك – گابرویی از دو قسمت زیر تشكیل شده است اول تكتونیت‎ها، شامل دونیت، هارزبورژیت و كرومیتیت دوم انباشته سنگ‎ها Cumulates كه از ورلیت، لرزولیت و گابروی لایه‎ای تشكیل شده‎اند‎.

این دو قسمت را یك ناپیوستگی سنگ‎شناختی به نام «موهوی سنگ‎شناسی Petrologic Moho» از هم جدا می‎كند. از دو قسمت فوق، تكتونیت‎ها به گوشته، و انباشته سنگ‎ها و گدازه‎ها به پوسته تعلق دارند.

گفتنی است كه در بیشتر نقاط ایران، در اثر بسته شدن زمیندرز، سنگ‎های یاد شده به شدت‎های متفاوت با یكدیگر مخلوط شده‎اند. افزون بر آن، فرارانش این مجموعه‎ها خود از عوامل مؤثر در آمیختگی سنگ‎های سازنده هستند. گفتنی است كه:

1- نتایج ژئوشیمی اسپیلیت‎ها، گدازه‎های بالشی و سنگ‎های دیابازی ایران، حاكی از یك ماگمای كلسیمی – قلیایی فقیر است (لنچ و میتهم، 1979).

2- در بسیاری از مجموعه‎های افیولیتی گدازه‎های آتشفشانی با نهشته‎های پلاژیك رسوبی (سنگ‎آهك، رادیولاریت) گاهی رسوبات تخریبی و آذرآواری، مخلوط شده و مجموعه‎های آتشفشانی - رسوبی آمیزه‎های رنگین ایران را به وجود آورده‎اند.

3- رسوب‎های پلاژیك مجموعه‎های افیولیتی ایران بیشتر سن كرتاسه پسین دارند، ولی در ناحیه كرمانشاه و نیریز، این سنگ‎ها (رسوبی) حاوی سنگواره‎های ژوراسیك ‎هستند.

 

 

 چگونگی تشكیل و جایگیری افیولیت‎های ایران

در مورد چگونگی تشكیل مجموعه‎های افیولیتی، تاكنون بحث‎ها و نظرات متفاوتی ارائه شده است كه در بین آنها پدیده‎هایی همچون كافتی شدن پوسته و فرارانش وابسته به برخورد صفحه‎ها و بازماندن این مجموعه‎ها در محل زمیندرزها از همه مهم‎تر است. هر یك از شواهد و دلایل گفته شده، می‎توانند در سرشت افیولیت‎های ایران نقش داشته باشند، ولی با توجه به موقعیت زمین‎ساختی و زمین‎شناسی ایران، نقش پدیده كافتی شدن بیشتر است. هرچند كه نوع ماگمای به وجود آمده در این سیستم و یا نوع رسوبات همراه با سری‎های افیولیتی ایران، تفاوت‎ها و مغایرت‎هایی با دیگر نوارهای افیولیتی نشان می‎دهد، اما در نواحی خاوری ایران، وجود رسوبات تخریبی مانند فلیش، شیل‎های سیلیسی كه با محیط عمیق اقیانوسی سازگار نیست، دلیل بر نزدیك بودن محیط تشكیل افیولیت‎های مذكور به حاشیه قاره‎ها و به احتمال تشكیل افیولیت‎ها در كافت‎های قاره‎ای از نوع دریای سُرخ است، به عبارتی وجود پهنه‎های اقیانوسی بین صفحه‎های ایران، بعید می‎نماید. بررسی نوارهای افیولیتی ایران نشانگر آن است كه این مجموعه‎ها در طی دو مرحله جداگانه تشكیل شده‎اند.

 مرحله نخست، كششی است كه با ایجاد شكاف در پوسته همراه بوده است. این شكاف‎ها كه تا سست‎كره ادامه داشته، مسیر مناسبی برای جایگیری ماگماهایی با تركیب بازالتی بوده‎اند.مرحله دوم، یك مرحله فشردگی است كه باعث بسته شدن كافت اولیه شده در نتیجه مجموعه‎های افیولیتی را بر روی لبه قاره‎های مجاور رانده است. روشن است كه راندگی مورد سخن، محدود به زمان جایگیری اولیه نبوده، بلكه همزمان با رویدادهای زمین‎ساختی بعدی این عمل تكرار شده ‎است. برای نمونه، ریكو (1974)، در ناحیه نیریز به دو فاز راندگی بعدی در زمان پلیوسن باور دارد.

در مورد شرایط ترمودینامیكی جایگزینی افیولیت‎ها، چهار نظریه وجود دارد :

1- نظریه جایگزینی، به صورت جامد و سرد

2- Cold Intrusion نظریه فعالیت نفوذی - آتشفشانی

3- نظریه آتشفشانی

4- نظریه فعالیت نفوذی.در مورد افیولیت‎های ایران نظریه سرد و جامد پذیرفتنی‎تر است.

 با وجود این، ریكو (1974)، با توجه به ویژگی‎های سنگ‎شناسی، توده اولترابازیك نیریز را نشانه تبلور آرام ماگما در دما و فشار بالا می‎داند وی وجود هاله دگرگونی گرمایی (به ضخامت چندین ده متر) در همبری پریدوتیت‎ها با سنگ‎آهك‎های تنگ حنا را دلیلی بر این نظر می‎داند. به گفته دیگر كانی‎های دگرگونی این هاله، معرف دمای 700 تا 1000 درجه سانتیگراد است و با توجه به نقطه ذوب‎ هارزبورژیت (1200 درجه)، نتیجه گرفته شده كه دست كم در ناحیه نیریز، افیولیت‎ها در زمان جایگیری حالت خمیری داشته‎اند. در ضمن، نمایش بعضی ریزساختار‎ها، مانند چین‎های خوابیده كه در بعضی توده‎های افیولیتی ایران دیده می‎شود، نشان می‎دهند كه ممكن است افیولیت‎های ایران در زمان جایگیری به حالت گدازه‎های خمیری بوده‎اند.در هر حال، این پرسش وجود دارد كه آیا آمیزه‎های افیولیتی ایران فقط منشأ زمین‎ساختی دارند؟ اگرچه مجموعه‎های افیولیتی ایران حاصل صعود دیاپیرهای اولترامافیك به نظر می‎رسند. ولی، دسمونز (1981)، برخی از سفره‎های رورانده افیولیتی ایران را حاصل لغزش گرانشی می‎داند كه از راه راندگی بالا نیامده‎اند، بلكه به دلیل وزن خود، از یك منشأ افیولیتی مرتفع به پایین لغزیده‎اند.لازم به ذكر است كه، به باور سبزه‎ئی (گفته شفاهی) هاله دگرگونی تنگ حنا یك پدیده ثانوی و در ارتباط با دایك‎های میكروگابرویی می‎باشد و نمی‎تواند نشانگر تأثیرگرمایی توده‎های پریدوتیتی بر سنگ‎های مجاور باشد. در ضمن ریز ساخت‎ها ممكن است مربوط به تنش‎های بعد از جایگیری باشد.

 

آمیزه‎های رنگین

در بیشتر مجموعه‎های افیولیتی ایران، توالی كلاسیك معمول حفظ نشده و سنگ‎های گوناگون به مقدار متفاوتی با یكدیگر مخلوط شده‎اند. تنوع سنگی و رنگی سبب شده كه در سال 1955 گانسر به این مجموعه، آمیزه‎های رنگین نام دهد. مطالعات بعدی نشان داد كه بیشتر عناصر سازنده این مجموعه، متعلق به سنگ‎های افیولیتی است، لذا پاره‎ای از زمین‎شناسان نام آمیزه افیولیتی را ترجیح داده‎اند. از نظر درویش‎زاده (1370) مجموعه‎های افیولیتی ایران شامل سه بخش كلی زیر است:

 * قطعات اصلی یا قطعاتی كه جزء واحدهای افیولیتی است و ابعاد بزرگ دارند.

* قطعات بیگانه (اولیستولیت‎ها) كه ابعاد و جنس بسیار متفاوت دارند.

* خمیره‎ای كه قطعات مذكور را در بر گرفته و خود یك مخلوط زمین‎ساختی دانه ریز (ریزآمیزه‎ها) است.

امروزه در زمین‎شناسی ایران واژه آمیزه رنگین بسیار رایج است، به گونه‎ای كه حتی در نواحی افیولیتی فاقد ویژگی آمیختگی نیز از این اصطلاح به غلط استفاده می‎شود.

 

 

زمان و چگونگی تشكیل آمیزه‎های رنگین

اگرچه پایین افتادگی همزمان با رسوب‎گذاری می‎تواند در تشكیل آمیزه‎های رنگین ایران نقش داشته باشد، ولی عامل اصلی جابه‎جایی‎ سنگ‎های اولترابازیك و خردشدگی‎های بعدی و تبدیل آنها به یك برش زمین‎ساختی، در حقیقت تنگ و باریك شدن، ناوه و انتقال مجموعه بر روی لبه قاره‎ها است. در بیشتر نواحی ایران، ایجاد آمیزه‎های رنگین در اواخر كرتاسه و حداكثر تا اوایل پالئوسن، خاتمه یافته است. ولی، در خاور و جنوب خاوری ایران (زابل – مكران) فراخاست و خروج از آب فقط در قسمت حاشیه‎ای اثر داشته است، در حالی كه نشست و پایین رفتن بستر حوضه در قسمت‎های محوری ناوه ادامه داشته و سبب تشكیل رسوبات ضخیم فلیش‎های ترشیری شده است.

 در منطقه زابل، تراف موردنظر پس از رسوبات فلیشی ائوسن یا الیگوسن به تكامل رسیده است. در حالی كه در ناحیه مكران، این فرونشست طولانی‎تر بوده، به گونه‎ای كه هنوز هم این فرونشینی در دریای عمان ادامه دارد.بنابراین باید گفت كه زمیندرزهای هم‎خانواده تتیس جوان ایران در یك زمان بسته نشده‎اند. در زاگرس به هم رسیدن صفحات بیش از ماستریشتین، در ایران مركزی پس از ماستریشتین و قبل از پالئوسن، در خاور ایران ائوسن میانی است و در مكران برخورد صفحه‎ها هنوز قطعی نشده است.

 

 

پراكندگی جغرافیایی و سن افیولیت‎های ایران

مقدمه

با وجود پاره‎ای تناقضات، بیشتر زمین‎شناسان بر این باورند كه افیولیت‎های ایران، شاخصی از قلمروی اقیانوس‎های نابالغ قدیمی هستند كه با حاشیه‎های قاره‎ای كهن محصور شده‎اند. از نظر جغرافیایی، افیولیت‎های ایران در چهار قلمروی شمال ایران، راندگی اصلی زاگرس، ارومیه – ماكو و پیرامون كوچك قاره ایران مركزی رخنمون دارند.

با توجه به نواحی چهارگانه فوق، پذیرفته شده كه افیولیت‎های شمال ایران باقی‎مانده اقیانوسی (تتیس كهن) است كه در زمان پالئوزوییك پسین – تریاس پسین دو صفحه ایران و توران را از یكدیگر جدا می‎كرده است. افیولیت‎های زاگرس نشانگر محل تقریبی اقیانوس دیگری (تتیس جوان) است كه در تریاس پسین – كرتاسه پسین در حد فاصل صفحه ایران و صفحه زاگرس – عربستان وجود داشته است.

گفتنی است كه اگرچه با تكیه بر سن همراهان رسوبی، بیشتر مجموعه‎های افیولیتی ایران به سن كرتاسه پسین دانسته شده، ولی:

1- در پاره‎ای از نواحی ایران افیولیت‎هایی به سن پركامبرین (در ناحیه انارك) و یا پالئوزوییك (در شمال ایران) هم شناسایی شده است.

2- سن كرتاسه پسین بیشتر مربوط به همراهان رسوبی است و این احتمال وجود دارد كه به ویژه سنگ‎های اولترامافیكی مجموعه‎های موردنظر، سن كهن‎تر داشته‎ باشند.

3- سبزه‎ئی (1367)، مجموعه افیولیتی ایران را به دو نوع سنگ با سن متفاوت تقسیم و بر این باور است كه توده‎های یكنواخت پریدوتیتی – سرپانتیتی مجموعه افیولیتی، سنگ‎های قدیمی‎تر از پالئوزوییك زیرین تا پرمین هستند كه در زمان‎های بعدی، به ویژه در زمان كرتاسه پسین – ائوسن، به صورت توده‎هایی با ساخت دیاپیری درون آمیزه رنگین جای گرفته‎اند. دسته دوم سنگ‎های آذرین – رسوبی از نوع سنگ‎های گدازه‎ای، و رادیولاریت، آهك‎های پلاژیك، فلیش‎ و توربیدیت‎ هستند به یك چرخه زمانی از تریاس پسین تا كرتاسه پسین تعلق دارند و پس از مجموعه اول (پریدوتیت‎ها) تشكیل شده‎اند. به طور كلی، از نظر سنی، افیولیت‎های ایران را می‎توان به سه گروه پركامبرین، پالئوزوییك و مزوزوییك تقسیم كرد.

 

افیولیت‎های پركامبرین

در «ناحیه تكاب» مجموعه سنگ‎های منسوب به پركامبرین، در بیشتر جاها از آمفیبولیت‎، شیست، گنیس و مرمر همراه با بخش‎های افیولیتی متشكل از سرپانتینیت، پیروكسنیت، تالك‎شیست، سرپانتین شیست، آمفیبول شیست و توده‎های كوچك گابرو تا گرانیت است، به گونه‎ای كه یك مجموعه آذرین – رسوبی دگرگونی با طیف سنگ‎شناسی گسترده از سنگ‎های اولترابازیك تا گرانیت را به وجود آورده‎اند. گسترش وسیع آمفیبولیت‎، مرمر، همراه با توده‎های گابرو، دیوریت، گرانودیوریت، گرانیت و مجموعه‎های كوچك سنگ‎های اولترابازیك همراه با كانی‎سازی سولفیدهای چندفلزی، چه به صورت پراكنده و چه به صورت لایه‎ای و به احتمال سولفید توده‎ای و وجود ذخایر متعدد تالك در منطقه‎ای وسیع، بر این مطلب اشاره دارد كه مجموعه دگرگونی پركامبرین منطقه تكاب، در حقیقت یك مجموعه آذرین – رسوبی با یك طیف وسیع ماگماتیسم افیولیتی تا گرانیتی است. گفتنی است كه پركامبرین بودن این سنگ‎ها پرسش‎آمیز است و سن پالئوزوییك بیشتر قابل قبول است.

 در «ناحیه ساغند»، مجموعه چاپدونی – پشت‎بادام در اصل از گری‎وك، سنگ‎های آذرین حدواسط كلسیمی - قلیایی، سنگ‎های آذرآواری و به ندرت كربنات تشكیل شده‎اند كه به آمفیبولیت، گنیس، شیست، میگماتیت و آناتكتیت تبدیل شده‎اند. این سنگ‎ها نشان‎دهنده یك آمیزه زمین‎ساختی از سنگ‎های دگرگونی پركامبرین هستند كه همراه با پیروكسنیت و سنگ‎های پیروكسن – اولیوین‎دار به سرپانتینیت تبدیل شده‎اند. همراه بودن مجموعه متاگری‎وك، متادیوریت، آمفیبولیت، پیروكسنیت، سرپانتینیت و سنگ‎های نفوذی كلسیمی - قلیایی ممكن است دلیل بر تكامل این سنگ‎ها در یك منطقه فرورانش باشد. ممكن است پیروكسنیت و سرپانتینیت نیز باقیمانده پوسته اقیانوسی پركامبرین بوده كه بین گسل‎های چایدونی و پشت‎بادام گرفتار شده و بالا آمده است (بربریان، 1983).

در «نواحی انارك - جندق»، بخش بزرگی از سنگ‎های منسوب به پركامبرین انواع سنگ‎های افیولیتی است. در این ناحیه، سنگ‎های افیولیتی و همراهان رسوبی آنها با 7000 متر ضخامت در زیر سنگ‎های كامبرین زیرین قرار دارند. سنگ‎های اولترابازیكی موردنظر، از نوع هارزبورژیت و اندكی لرزولیت هستند كه به همراه آنها توده‎های پراكنده گابرو، دیاباز و پلاژیوگرانیت نیز دیده می‎شود. روی این قسمت پریدوتیتی رسوب‎های پلاژیك قرار دارد كه ممكن است با عدسی‎ها و لایه‎هایی از هارزبورژیت، بازالت، توف و برش‎های بازالتی همراه باشند. همان طور كه گفته شد، این مجموعه زیر «مرمر لاك» به سن كامبرین زیرین قرار گرفته و لذا سن پركامبرین آن محتمل است (هوشمندزاده، 1367).

 

 

افیولیت‌های پالئوزوییك

در ایران، افیولیت‌های پالئوزوییك گسترش بسیار محدودی دار‌ند. شناخته شده‌ترین این سنگ‌ها در جنوب باختری مشهد رخنمون دارد. در ناحیه مشهد، افیولیت‌ها به صورت عدسی‌های بزرگ كشیده و كم و بیش با حالت لایه‌ای با رسوبات رُسی دگرگون شده همراه هستند. مجیدی (1978) این سنگ‌ها را متعلق به دونین – كربنیفر می‌داند. ولی وجود سنگواره فوزولین در ناحیه سفیدسنگ، گواه بر سن پرمین آنها است (مجیدی، 1980). هر چند بیشتر زمین‌شناسان سنگ‌های اولترابازیكی مشهد را منشورهای برافزاینده اقیانوس تتیس كهن دانسته‌اند، اما علوی تهرانی (1363) این سنگ‌های فوق بازیك را افیولیت به شمار نمی‌آورد و ضمن مقایسه آنها با كمپلكس كلاسیك لایه‎ای بوشولد (Bushveld) آفریقای جنوبی این گونه سنگ‌ها را با موقعیت كراتونیك می‌داند كه در نتیجه جابه‎جایی ماگماتیك به وجود آمده‌اند. وجود مجموعه‌های مشابه در جنوب گرگان، جنوب باختری انزلی (فومن) و كوه‌های الله‌یارلو اهر سبب شده تا از پیوند این رخنمون‌های افیولیتی، محل تقریبی زمیندرز‌ تتیس كهن رقم زده شود.

در كوه‌های طالش و بخش جنوبی كمربند سنندج – سیرجان، بعضی از سنگ‌های اولترابازیكی به زمان پالئوزوییك نسبت داده شده‌اند. ولی در مورد خاستگاه و چگونگی جایگیری آنها سخنی به میان نیامده است. در ناحیه پشت بادام (ایران مركزی) بخشی از مجموعه دگرگونی پشت بادام از نوع سنگ‌های افیولیتی است. كمپلكس پشت بادام و افیولیت‌های همراه آنها به طور دگرشیب در زیر سنگ‌های آهكی فوزولین‌دار پرمین قرار دارند. لذا سن آنها پالئوزوییك دانسته شده ولی همان طور كه گفته شد سن پركامبرین نیز محتمل است.

 

افیولیت‌های مزوزوییك

‌اشتوكلین (1977) برای مجموعه‎های افیولیتی مزوزوییك ایران، از واژه «نوار افیولیتی محوریAxial Ophiolitic belt » استفاده كرده و بر این باور است كه این نوار افیولیتی مربوط به اشتقاق‎های «نوع تتیس جوان» است كه در زمان مزوزوییك (تریاس پسین – كرتاسه پسین) بخش‎هایی از قاره گندوانا را از بخش دیگر همان قاره جدا می‎ساخت. به جز بخش‎های رانده شده بر روی لبه قاره‎ها، بیشتر نوار افیولیت محوری یا در زون‎های برخوردی فرورانش كرده‎اند و یا توسط رسوبات ترشیری پوشیده شده‎اند. باقیمانده‎های نوار افیولیتی محوری به سن مزوزوییك را می‎توان در راستای راندگی اصلی زاگرس (كرمانشاه، نیریز) دید. ادامه خاوری آن، پس از عبور از مكران ایران و پاكستان، از طریق گسل چمن تا هیمالیا ادامه می‎یابد. افزون بر آن، انشعاباتی از آن به طرف عمان، افغانستان و همچنین به صورت باریكه‎ای حلقه مانند، ریزقاره ایران مركزی را در بر می‎گیرد. از دیدگاه اشتوكلین (1977)، نوار افیولیتی محوری، به دلیل داشتن پاره‎ای تفاوت‎های اساسی، قابل تقسیم به دو بخش جداگانه است.

 نخست، زیر نوار افیولیتی بیرونیOuter Sub – belt كه شامل افیولیت‎های كرمانشاه – نیریز است كه به طرف عمان می‎رود.

دوم، زیر نوار افیولیتی درونی Inner Sub – belt كه شامل افیولیت‎های ماكو – ارومیه و آمیزه‎های رنگین دور ریزقاره ایران مركزی است. اشتوكلین افیولیت‎های شمال مكران را جزو زیر نوار درونی می‎داند،

 ولی افتخارنژاد (گفته شفاهی) بر این باور است كه حتی در ناحیه مكران می‎توان دو زیر نوار درونی و بیرونی را دید كه توسط پوسته قاره‎ای كمپلكس دوركان از یكدیگر جدا شده‎اند.افیولیت‎های مزوزوییك ایران به سه سن تریاس میانی، تریاس پسین و كرتاسه هستند.

 

افیولیت‌های تریاس

بخش كوچكی از اولترابازیك‎های ایران به تریاس نسبت داده شده‎اند. اولترابازیك‎های لایه‎ای كوه‎های طالش (تریاس میانی) و اسفندقه (تریاس پسین) از آن جمله است. در اسفندقه مجموعه سیخوران رگه‎های كرومیت دارد و به وسیله رسوبات ژوراسیك پوشیده شده‎اند و لذا سن تریاس آنها محرز است (سبزه‎ئی، 1974).

 

افیولیت‌های كرتاسه

در بین افیولیت‎های ایران نمونه‎های كرتاسه بالایی بیشترین سهم و گستردگی را به ویژه در كنار گسل‎ها و راندگی‎های مهم دارند. افیولیت‎های موجود در امتداد راندگی زاگرس (كرمانشاه – نیریز)، آمیزه‎های افیولیتی ماكو – ارومیه، ایران مركزی، جنوب خاوری (مكران) و خاور ایران (نهبندان) و 000 از آن جمله است. افیولیت‎های كرتاسه ایران در سه ناحیه زیر در بیشترین مقدارند.

الف) افیولیت‌های زاگرس در امتداد و در بلافصل جنوب باختری راندگی اصلی زاگرس، دو بخش پهن و جدا از هم از مجموعه افیولیتی – رادیولاریتی رخنمون دارد. هر بخش به شكل كمانی با تحدب به طرف جنوب باختری است: یكی كمان پشت‎كوه در كرمانشاه (برو، 1970)، و دیگری كمان فارس در نیریز (ریكو، 1971). از نظر تركیب و ساخت افیولیت‎های كرمانشاه و نیریز، با مجموعه افیولیتی – رادیولاریتی كوه‎های عُمان و با افیولیت‎های حاشیه عربستان، شباهت زیاد دارند. به سخن دیگر، دو كمان افیولیتی كرمانشاه و نیریز، بخشی از نوار افیولیتی به طول تقریبی 3000 كیلومتر است كه به طور ناپیوسته از سوریه شروع و پس از گذر از جنوب تركیه و زاگرس به عُمان می‎رود. این نوار كه به صورت یك كمان در امتـداد راندگی‎هـای میان دو صفحه عربستان و صفحه ایران قرار دارد، به وسیله ریكو (b 1971)، مطالعــه و به آن هـلال افیولیتی حاشیه عربستان Croissant Ophiolitique Peri Arabe نام داده شده است. ولی اشتوكلیـــن (1977)، برای آن نام نــوار افیولیتـــی محوری بیرونــیOuter Axial Ophiolitic Belt را انتخاب كرده است.

مجموعه افیولیتی موجود در نوار زاگرس – عمان شامل توالی به نسبت منظم و ثابتی از سنگ‎های خرد شده و فلسی Imbricated است كه ردیف‎های رسوبی در زیر و كمپلكس‎های افیولیتی، اغلب، بر روی آنها می‎نشیند. در حدفاصل این دو، یك آمیختگی مشخص دیده می‎شود كه اغلب شامل قطعات بزرگی از سنگ‎آهك به صورت قطعات بیگانه است.

به رغم شباهت ساختاری و سنگی با عُمان، مقایسه افیولیت‎های زاگرس با ایران مركزی نشانگر چهار تفاوت عمده است:

1- در نوار افیولیتی زاگرس، رسوبات آهكی تخریبی و توربیدایت به فراوانی یافت می‎شود در حالی كه همراهان رسوبی آمیزه‎های رنگین ایران مركزی، بیشتر از نوع شیل، توف و آهك‎های پلاژیك است.

2- در آمیزه‎های رنگین ایران مركزی، سنگ‎های اسپیلیتی و دیابازی نقش مهمی دارند، در حالی كه در افیولیت‎های زاگرس، مقدار این سنگ‎ها ناچیز است.

3- در افیولیت‎های زاگرس، سنگ‎های رسوبی سن پالئوزوییك و مزوزوییك دارند . به هرحال جوان‎تر از تورونین نیستند. در صورتی كه همراهان رسوبی ملانژهای ایران مركزی و خاور ایران بیشتر دارای سنگواره‎هایی به سن سنونین تا ماستریشتین می‎باشند.

4- در نوار زاگرس، ناوه، پیش از ماستریشتین یا حداكثر اوایل مایستریشتین بسته شده است. در صورتی كه بسته شدن ناوه در كمربند افیولیتی ایران مركزی و خاور ایران در اواخر ماستریشتین یا پالئوسن بوده است.

 

- افیولیت‎های كرمانشاه در ناحیــه كرمانشاه، سنگ‎های افیولیتــی به ویـژه در ناحیــه صحنه و هرسین رخنمـون دارند و «افیولیت‎های صحنه – هرسین» نامگذاری شده‎اند (برو، 1970). كمان افیولیتی صحنه – هرسین شامل سه برونزد جداگانه است:

- نخستین برونزد در شمال خاور كرمانشاه (ناحیه صحنه) قرار دارد كه متشكل از سنگ‎های اولترابازیك دانه‎ای (كومولیت)، پریدوتیت، هارزبورژیت و پیروكسنیت است كه ابتدا با سنگ‎های گابرویی و سپس با گدازه‎ پوشیده می‎شوند. این مجموعه اثری از آمیختگی ندارد.

-  شدت تكتونیزه است. در این مجموعه، سنگ‎های اولترابازیك با فلس‎های آهكی و رادیولاریتی همراهند كه در نتیجه عملكرد فشارهای زمین‎ساختی با یكدیگر مخلوط شده‎اند.

- سومین برونزد، در ناحیه هرسین متشكل از یك توده سرپانتینیت است كه در آن ورقه‎هایی از آهك‎های دوباره تبلور یافته زیستی آواری به احتمال متعلق به تریاس وجود دارد.

- افیولیت‎های نیریز مطالعات مناطق افیولیتی – رادیولاریتی نیریز (ریكو، 1974) و عُمان (گلنی و همكاران، 1973)، نشانگر آن است كه در این نواحی، جداشدگی پوسته و ایجاد فرونشست درون قاره‎ای، در زمان تریاس صورت گرفته است. این زمین‎شناسان (ریكو،گلنی) فسیل‎های اواخر تریاس را به عنوان قدیمی‎ترین بقایای حیاتی در رادیولاریت‎هایی كه تصور می‎شود در این ناوه نهشته شده گزارش كرده‎اند. به همین رو، پذیرفته شده كه مجموعه‎های افیولیتی – رادیولاریتی زاگرس – عُمان در نوعی ناوه اقیانوسی حاصل كافتی شدن Riftingو یا سراشیبی زیاد شكل گرفته‎اند، ولی در باره سن و اندازه این ناوه و چگونگی تشكیل و سازوكار آن عقاید متفاوتی وجود دارد.

رادیولاریت‎های نیریز (سازند پیچكون)، شامل چرت‎های رادیولاریتی است كه با آهك‎های آشفته (توربیدایت) پُر فسیل همراه هستند. این رسوبات رادیولاریتی، با همبری مبهم، آهك‎های كم عمق كرتاسه بالایی، را می‎پوشانند. رادیولاریت‎های موردنظر به فراوانی دارای سنگواره‎های پالئوزوییك و به احتمال مزوزوییك‎ هستند و به ظاهر فسیل‎های جوان‎تر از تورونین ندارند.قرار داشتن آهك‎های كرتاسه بالا در زیر و رادیولاریت‎های دارای فسیل‎های كهن‎تر در بالا، دو امكان زیر را پیشنهاد می‎كند.

1- فسیل‎های موجود در رادیولاریت‎ها بر جا بوده و حمل شده نیستند.

2- بیشتر فسیل‎های موجود در رادیولاریت‎ها و آهك‎های آشفته حمل شده و تخریبی هستند.

در صورت برجایی فسیل‎ها، ناگزیر باید پذیرفت كه رادیولاریت‎ها نابرجا هستند كه این خودراندگی Nappe و جابه‎جایی‎های افقی به طول صدها كیلومتر را مطرح می‎كند، همچنین باید وجود یك ناوه را، دست كم از تریاس پیشین پذیرفت و قبول كرد كه گودی مذكور از محل رسوبات امروزی آن دورتر بوده است.در صورتی كه فسیل‎های موجود در رادیولاریت‎ها تخریبی و حمل شده باشند، در آن صورت باید پذیرفت كه رادیولاریت‎ها در موقعیت چینه‎شناسی طبیعی بوده و در حاشیه پایین‎رونده كم‎عمق سكوی عربستان و در زمان كرتاسه پسین تشكیل شده‎اند.

نظریه برجاییAuthocthony  رادیولاریت‎ها، بیشتر بر اساس ویژگی یوژئوسینكلاینی فرض شده برای زاگرس و عُمان است. بنابراین از نظر فالكن (1967) و اشتوكلین (1968)، رادیولاریت‎ها در یك ناوه بین قاره‎ای با فرونشست شدید، در كناره سپر عربستان، در زمان كرتاسه پسین نهشته شده‎اند و سپس افیولیت‎ها در درون آنها جایگیر شده‎اند.

صرف‎نظر از نحوه جایگیری، برجایی و یا نابرجایی رادیولاریت‎ها و افیولیت‎ها، تمام پژوهشگران در این نظر هم عقیده‎اند كه این كار درآشكوب كامپانین یا اوایل ماستریشتین به پایان رسیده است، چرا كه سنگ‎آهك‎های كم عمق ماستریشتین (سازند تاربور) به طور دگرشیب و پیش‎رونده این سنگ‎ها و ساختار‎ها را ‎پوشانده‎اند. لذا، پذیرفته شده كه از آن زمان (پیش از ماستریشتین) صفحه‎های قاره‎ای عربستان و ایران بار دیگر به هم پیوسته و با باریكه‎ای از پوسته اقیانوسی به یكدیگر جوش خورده‎اند.

سن افیولیت‎های زاگرس مسئله شكل، شیوه جایگیری و به ویژه سن مجموعه‎های افیولیتی زاگرس، هنوز به خوبی روشن نیست. افیولیت‎های زاگرس به صورت صفحه‎های توده‎ای بزرگ، رادیولاریت‏‎ها را می‎پوشاند. همبری بین مجموعه رسوبی و توده‎های افیولیتی به طور معمول به صورت باریكه‎ای از آمیزه‎هاست كه در آنها قطعات بیگانه پرمو – تریاس وجود دارد. این قطعات بیگانه آهكی ارتباط اصلی بین سنگ‎های مختلف موجود در این ناحیه را پیچیده كرده است. فسیل‎شناسی، مدارك و شواهد كمی در تعیین سن افیولیت‎ها ارائه می‎كند و به نظر می‎رسد كه افیولیت‎ها سن كرتاسه پسین د‎ارند و این تنها به دلیل عضوهای انتهایی فاز بازالتی (گدازه‎های بالشی و برش‎های توفی) است كه به ندرت در برخی مواقع با رادیولاریت‎ها و شیل‎های سیلیسی و آهك‎های پلاژیك به طور بین لایه‎ای قرار گرفته‎اند. آلمن و پیتر (1972)، با استفاده از روش پتاسیم – آرگون، سن توف‎های سازند هواسینا عُمان را حدود 6 ± 96 میلیون سال تعیین كرده‎اند. به احتمال این سن برای افیولیت‎های زاگرس نیز درست است. گفتنی است كه اگرچه سن عمومی افیولیت‎های زاگرس كرتاسه پسین دانسته شده، ولی مطالعات دقیق‎تر لازم است.

ب ) افیولیت‌های ایران مركزی مجموعه‎های افیولیتی ایران مركزی در دو منطقه در بیشترین مقدارند.

افیولیت‎های پیرامون ریزقاره ایران مركزی : این مجموعه به شكل كمربند ناپیوسته‎ای دور ریزقاره ایران مركزی (تكین 1972) رخنمون دارد. این حلقه افیولیتی، در امتداد گسل نهبندان - ایرانشهر به سمت بیرجند كشیده می‎شود، و پس از یك ناپیوستگی كوتاه بار دیگر امتداد خاوری – باختری در جنوب سبزوار و شمال گسل دورونه ظاهر و به طور ناپیوسته تا شهرستان نایین ادامه می‎یابد. از نایین به طرف جنوب خاوری، افیولیت‎ها بار دیگر در طول گسل نایین – بافت برونزد دارند و از آنجا بار دیگر در باختر پایین‎افتادگی جازموریان به مجموعه افیولیتی بشاگرد متصل می‎شوند.

ویژگی‎های زمین‎شناسی این كمربند افیولیتی به تقریب در همه جا یكنواخت و مشخص است. بر خلاف زاگرس، توالی شناخته شده مجموعه‎های افیولیتی، پیرامون ریزقاره، در هیچ جا قابل تشخیص نیست. اگر چه قطعات بزرگ و كشیده اولترابازیك به درازای تا 10 كیلومتر یا بیشتر وجود دارد، اما این مجموعه‎ها به طور معمول آمیخته‎‎های درهمی از مواد رسوبی و آذرین هستند به طوری كه، به طور عموم سنگ‎های تشكیل‎دهنده، ارتباط ناپیوسته دارند. قدیمی‎ترین سنگ‎های آمیزه ایران مركزی، سنگ‎آهك‎های دارای فسیل كالپیونلا به سن ژوراسیك پسین است كه همراه با رادیولاریت‎ها در باختر جازموریان دیده شده است ولی، بیشتر مواد رسوبی آنها، متعلق به اواخر كرتاسه، به ویژه متعلق به آشكوب‎های سنونین – ماستریشتین است.سن مرز بالایی آمیزه‎های ایران مركزی، نامعلوم‎تر از كمپلكس رادیولاریتی – افیولیتی زاگرس است و به نظر می‎رسد در بلوچستان و شرق ایران، مجموعه افیولیتی با یك حد نامشخص به توالی‎هایی از فلیش به سن ترشیری زیرین تبدیل می‎شود (گانسر، 1960). در جاهای دیگر، و همچنین در منطقه سبزوار، آمیزه‎ها با دگرشیبی، توسط آهك‎های كم عمق اواخر پالئوسن – ائوسن زیرین تا میانی، پوشیده شده‎اند.

با آنچه كه گذشت، تصور می‎شود كه ناوه اقیانوسی باریك پیرامون ریزقاره ایران مركزی، از اواخر ژوراسیك، به صورت شاخه‎ای از تتیس جوان شكل گرفته و در اواخر كرتاسه به بیشترین گسترش خود رسیده است. كافتی شدن در امتداد گسل‎های كمانی قبلی بوده ولی پهن‎شدگی بعدی این كافت، با پیدایش لایه اقیانوسی و به احتمال ظهور یك پشته میانی Median Ridge ارتباط داشته است. در این ناوه باریك كمانی شكل، كه ریزقاره ایران مركزی و خاور ایران را از بقیه صفحه قاره‎ای ایران جدا می‎ساخته، رسوبگذاری و چرت‎های رادیولاریتی و دیگر رسوبات پلاژیك تا اواخر كرتاسه ادامه داشته است.

افیولیت‎های ارومیه – ماكو: در شمال باختری ایران، به عبارتی از جنوب باختری ارومیه تا ماكو، بیرون‎زد‎گی افیولیتی دیده می‎شود كه به سوی باختر تا آناتولی تركیه ادامه دارد. مطالعات انجام شده نشان می‎دهد كه افیولیت‎های ماكو – ارومیه، با رشته آمیزه‎های موجود در ایران مركزی و خاور ایران شباهت بسیار دارد. در اینجا نیز، سنگ‎های اولترابازیك و رادیولاریت همراه با دیاباز، توف، شیل‎ و آهك‎های پلاژیك به صورت درهم دیده می‎شود و همه مجموعه توسط فلیش‎های ضخیم ائوسن پوشیده شده‎اند.

 

نظرات
نظرات مرتبط با این پست
تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد